جمشید آذرمی آذر
سایت جامع العلوم شامل : مقاله های نویسنده ، اطلاعات عمومی علمی ، مذهبی ، اجتماعی ، فرهنگی ، زناشویی ، تاریخ ، ادبیات و متفرقات...

ترک گناه موجب رحمت و بخشش خدای مهربان است؛

ترک گناه و دوری از آن آسانتر از این است که به گناه آلوده شوی و بعد از آن بخواهی یا بتوانی توبه کنی، نکته بسیار مهم این است که از کجا معلوم  فرصتی را برای پشیمانی و توبه داشته باشی؟ عمر از آن ما نیست و صاحب اختیار آن ما نیستیم، که بتوانیم برای آن مدتی را در نظر بگیریم که در چندین سالگی یا در چه مدتی بمیریم، بنابر این بهتر است قبل از اینکه به گناه مبتلا شویم و نفس خود را آلوده کنیم، خدای متعال را بر اعمال خود شاهد و ناظر بدانیم، و یا به احترام و حرمت خداوند متعال که خالق هستی و آفریننده ما است گناه نکنیم، یا از ترس روز جزا، روزی که همه آفرینش حساب اعمال کرده خود را پس خواهند داد! آلوده به بد اخلاقی های دنیا نشویم.

امام علی علیه السلام فرمودند: ترک گناه آسانتر از در خواست توبه از پروردگار است و چه بسا ساعتی شهوترانی ، موجب یک عمر پشیمانی خواهد شد.(۱) پشیمانی از گناه هم در زبان و هم در عمل است که انسان توبه کار به هیچ وجه دور گناه و آلودگی نمی گردد، و هر وقت که آن گناه به یادش بیاید از گناه خود پشیمان و استغفار می گوید، امام علی علیه السلام در حدیث دیگر فرماید: پشیمانی قلبی از گناه، استغفار و طلب مغفرت زبانی و تصمیم و قصد جدی بر اینکه دیگر به سمت گناه نرود.(۲)

انسان تا زمانی که به گناه آلوده نشده است در محضر خدا پاک و پاکیزه بوده و هیچ نیازی هم به توبه پیدا نمی کند، ولیکن استغفار کردن از آداب و اخلاق بزرگان است که برای تقویت مکارم اخلاق و کنترل هوای نفس و دور نمودن شیطان و برای ترک گناه لازم و ضروری است، ممکن است زمینه گناه در هر زمانی و مکانی برای انسان بوجود آید، آنگاه استغفار و یاد خدا بودن می تواند او را از گرفتاری بر گناه حفظ نماید.

ترک گناه موجب رحمت و بخشش خداست؟

حاج شیخ عباس قمی در کتاب منازل الاخره نقل کرده است: شیخ کلینی به سند معتبر از حضرت علی بن الحسین علیه السلام روایت کرده است که شخصی با اهلش ( همسرش ) در کشتی سوار شدند، از قضای روزگار در میان راه کشتی دچار حادثه شد و شکست، و جمعی اهل آن کشتی غرق شدند مگر زن آن مرد، که بر تخته ای بند شد و به جزیره ای از جزائر بحر افتاد.

در آن جزیره مرد فاسقی بود که از هیچ فسقی نمی گذشت، و ترک گناه نمی نمود تا خواسته های نفسش ارضاء شود! از قضا نظرش بر آن زن فلک زده افتاد و بر آن زن گفت: تو از نژاد انسی یا جن؟ زن گفت: من انسانم، پس دیگر با آن زن سخن نگفت و بر او چسبید و تقاضای مجامعت و آمیزش جنسی را خواستار شد، و زن گریه کننان مقاومت می نمود و با پند و نصیحت خواستار دوری او از خود بود، و با هر وسیله ممکن در تلاش بود تا مرد ترک گناه نماید.

بعد از کشمکش بین آن دو، زن از ترس جانش تن به خواسته های آن مرد فاسق داد! مرد چون آماده آن عمل قبیح شد زن را گریان و لرزان دید، چونان اضطراب می کند که گویی در حال هلاک شدن است! پرسید که چرا اضطراب می کنی؟ زن اشاره به آسمان کرد و گفت: از خدای خود می ترسم، مرد پرسید که هرگز چنین کاری کرده ای؟ زن گفت: نه، به عزّت خدا سوگند که هرگز دست به زنا نداده ام،

مرد گفت: تو که هر گز چنین کاری نکرده ای چنین از خدا می ترسی و حال آنکه به اختیار تو نیست و من تو را به جبر بر اینکار مجبور کرده ام، پس من اولایم به ترسیدن و سزاوارم به خائف بودن، مدتی است که در فسق و فجور مشغولم که خدای خود را هم فراموش کرده ام، پس برای اولین بار بر خواست و ترک گناه نمود و آن زن نیز آلوده به گناه نشد، مرد بی آنکه برزن سخنی گوید از محل دور شد و به طرف خانه اش راه افتاد، و از کار خود پشیمان بود و در خاطر داشت که از کار خلاف اخلاقی و غیر انسانی دست بر دارد و توبه کند.

در اثنای راه به راهبی برخورد و با او رفیق شد چون پاره ای از راه را رفته بودند آفتاب بسیار گرم شد، راهب به آن جوان گفت که آفتاب بسیار گرم است، دعا کن که خدا ابری بفرستد که بر ما سایه افکند، جوان گفت: که مرا نزد خدا حسنه ای نیست و کار خیری انجام نداده ام، که جرأت خواهش و طلب کاری را از خدا داشته باشم، راهب گفت: من دعا می کنم تو آمین بگو، چنین کردند، بعد از اندک زمانی ابری بر سر ایشان پیدا شد و بر سایه آن ابر به راه خود ادامه داند، چون مدتی با هم دیگر راه رفتند را ایشان جدا شد جوان به راهی رفت و راهب به راه دیگر رفت و آن ابر با جوان روان شد و راهب در آفتاب ماند.

راهب به آن مرد گفت: ای جوان تو از من پیش خدای متعال بهتر بودی که ابر به همراه تو جدا شد، معلوم است که آمین تو از دعای من کار ساز تر بود که پیش خدا مستجاب شده است، بگو چه کار شایسته ای انجام داده ای که مستحقّ این کرامت شده ای؟ جوان قصه خود را نقل کرد، راهب گفت: ای جوان چون از خوف خدا ترک گناه کردی خدا گناهان گذشته تو را آمرزیده است، و تو هم سعی کن بعد از این در انجام کار خلاف گرفتار نشوی و خود را در کارهای شیطانی شریک نگردانی تا در همین پاکی باقی بمانی.(۳)

حرف آخر

ترک گناه به موقع و آگاهانه این مرد موجب رحمت و بخشش پروردگار عالمیان از گناهانی که در زمان غفلت از وی سر زده بود شد، پروردگار متعال برای رهایی یک بنده گناه کار خود از حیطه و تسلط شیطان بر وی، چندین اسباب را مهیا می کند تا بنده خود را از راه خطا در یابد، و به این جهت که نخواست دامن یک زن پاک دامن به گناه آلوده نشود، و از ترس و خوف خدا از وی کناره گرفت مقام بندگی او را از یک عابد هم، متعالی سازد، ابن شهر آشوب می گوید: امام کاظم علیه السلام در سجده هایشان می فرمودند: بارالها! هرچند گناه و نافرمانی از بندهات، بد و ناسزاست، ولی بخشش و چشم پوشی از سوی تو زیبا و نیکو می باشد(۴).

  • « منابع و مآخذ این مقاله »
  1. مجموعه ورام
  2. تحف العقول
  3. منازل الاخره/ به نقل از بحار ،ج۷۰
  4. مناقب ابن شهر آشوب، ج ۴

همچنین بخوانید »—————————————————————————————————————————-

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.