جمشید آذرمی آذر
سایت جامع العلوم شامل : مقاله های نویسنده ، اطلاعات عمومی علمی ، مذهبی ، اجتماعی ، فرهنگی ، زناشویی ، تاریخ ، ادبیات و متفرقات...

حَسَد چیست؟

حسد چیست؟ و چگونه به سراغ انسانی می آید؟  آیا این خصلت در وجود انسان است یا خیر؟ و چگونه باید با این خصلت بد مبارزه کرد؟ و خیلی از سوالها در مورد حسد ، این خصلت بد آدمی وجود دارد که  انشاالله در این نوشته بتوانیم به همهء آنها جواب کافی ، لازم و مورد قبولی را ارائه نمائیم. وقتی دست نوشته های خیلی قبل  ، آنزمان که یک نوجوان بودم و در کلاس سوم ابتدائی نهضت سواد آموزی درس می خواندم را ورق می زدم  ، این نوشه را یافتم  و خواستم عین همین نوشته را در مخزن العلوم بیاورم  و امید وارم مورد توجه  شما عزیزان قرار گرفته شود.

حَسَد چیست؟

حسد چیست؟ به آرزوها و تمنای انسان ، که خواهان زوال و از بین رفتن نعمت از دیگران باشد را حسد میگویند.حسد یکی از خصلت های شیطانی است که در وجود انسانی ریشه دارد که اگر ادامه پیدا کند میتواند به مرض خطرناکی منجر شود ، که حتی آدمی را به تباهی ، و دست زدن به کارهای خطرناکی سوق دهد.اگر دیگ حسد جوش آید میتواند آدمی را از دین خارج نماید! که رسول اکرم صلی الله  علیه وآله وسلم فرمود:الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الطُّوسِیُّ فِی مَجَالِسِهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الْبَصِیرِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ سَیَابَهَ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص ذَاتَ یَوْمٍ لِأَصْحَابِهِ أَلَا إِنَّهُ قَدْ دَبَّ إِلَیْکُمْ دَاءُ الْأُمَمِ مِنْ قَبْلِکُمْ وَ هُوَ الْحَسَدُ لَیْسَ بِحَالِقِ الشَّعْرِ لَکِنَّهُ حَالِقُ الدِّینِ وَ یُنْجِی فِیهِ أَنْ یَکُفَّ الْإِنْسَانُ یَدَهُ وَ یَخْزُنَ لِسَانَهُ وَ لَا یَکُونَ ذَا غِمْرٍ عَلَی أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ(۱)
ترجمه :
علی بن جعفر از برادرش موسی بن جعفر علیه السلام و ایشان از پدرش و ایشان از جدش روایت کند که: رسول خدا صلی الله علیه و آله روزی به اصحابش فرمود: آگاه باشید که مرض امتهای گذشته به شما نیز سرایت کرده و آن مرض حسد است این مرض موی را نمی سترد (نمی تراشد) بلکه دین را می تراشد و چیزی که در حال حسد نجات بخش است این است که آدمی دستش را (از تجاوز به محسود) باز دارد و زبانش را نگاه دارد و نسبت به برادر مؤمن خود کینه نداشته باشد.

حسد نوعی امراض درونی است ، مثل کرمهائی که درون میوه ها زندگی می کنند.و از درون دارن میوه را میخورند تا جان میوه را بگیرند ، و آنوقتی که درون میوه را خوردند بیرون می آیند ، تا اینکه درخت میوه را آسیب برسانند ، حسد هم همین است اول داخل و درون آدمی را تباه و سیاه می سازد ، بعد از آن به اطراف آدمی ضرر و آسیب میرساند ، که این اول شروط توست هنگامی که در درون آدمی منزل می گزیند ، و قلب آدمی را به مهمانخانه دائمی خود اختیار کند و این اول خطر است.

امام علی علیه السلام فرمود:آفرین بر حسادت! چه عدالت پیشه است! پیش از همه صاحب خود را می کشد.(شرح نهج البلاغه جلد ۱ )

حسد در صورت و سیّرت آدمی!؟ 

حسد جوش یا دمل صورت نیست که به آسانی در ظاهر انسان دیده شود ،و یا با چند عدد کرم و صابون بهداشتی بتوان آنها را از بین برد. حسد یک بیماری درونی و باطنی است که با کرم یا صابون و دیگر داروهای تجویزی پزشکان قابل درمان نیست ، درمان حسد نیاز به تقویت اخلاق دارد. و برای درمانش هم نیاز به پزشک داریم ولی نه پزشک پوست و زیبائی،بلکه نیاز به پزشک اخلاق داریم که نسخه تقوای اللهی را برای ما درمان بیماری به نام حسد به خوبی بپیچاند.

ممکن است صورت و ریخت آدمی خیلی زیبا و دل روبا باشد،اما قلبش جایگاه خصلت شیطانی چون حسد باشد. که پیامبر خدا حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: می آید بر مردم زمانی که صورتهای آنها صورت آدمین است و لکن دلهای آنها دلهای (جایگاه)شیاطین است.(۲)امام صادق علیه السّلام فرمودند:یَقولُ إبْلیسُ لجُنودِهِ: ألْقُوا بَیْنهُمُ الحَسدَ والبَغْیَ؛ فإنَّهُما یَعْدِلانِ عندَ اللَّهِ الشِّرْکَ؛(۳) ابلیس به لشکریان خود مى گوید: میان آنان حسادت و تجاوزگرى افکنید که این دو خوى، در نزد خدا، برابر با شرک است.

حسد و جامعه

زمانی که آدمی گرفتار بلائی چون حسد باشد، آنوقت است که پیشرفت جامعه و پیشرفت هم نوع خود را دوست نمیدارد،پیشرفت و ترقی در کارها،و به آسایش رسیدن دوست،همشهری،همروستائی،هموطن برای آدمی که دارای خصلت حسادت است قابل تحمل نیست،و گاهی در جلوگیری از پیشرفت و ترقی انسانها سعی و تلاش فراوانی می کند،و ممکن است برای اینکه در این کار به چیزهائی که میخواهد دست یابد به دیگران آسیبهای جدی هم وارد آورد.و اینجاست که آسیب به دیگران،آسیب به جامعه هم می باشد.!

این بیماری میتواند در وجود همهء انسانها پدید آید.مثال هوای نفس که در درون همگان وجود دارد.اما خیلی ها توانسته اند به کنترل خود در آورند و اسیرش کنند،و اجازۀ خواهشهای بیجا را به هوای نفس خود ندهند،در مقابل بعضی ها که از تقوای اللهی کناره کشیده اند،اسیرش شده و مثل یک انسان دست و پا بسته گرفتارش شده ،آبرو و انسانیّت خود را به دست هوای نفس خود سپرده اند که این خود بزرگترین خطاست.

حسد دارد یا بی سخاوت است؟

بعضی ها حسادت را با بی سخاوتی اشتباه فرض میکنند، طوری که اگر شخصی مثلاً اناری می خورد ، و شخصی دیگری به انار خوردن او نگاه می کند یا به معنای دیگر در انار وی طمع دارد، و آنشخصی که دارد انار میخورد هیچ تعارفی نمی کند! می کویند: فلانی بخیل است یا حسد دارد،در حالی که آنشخصی که دارد انار میخورد کم سخاوت است،حسود کسی است که پیشرفت هم نوع خود را نمی خواهد و نمی پسندد،و دوست دارد همه از او عقب باشند،و همیشه به مال و ثروت دیگران طمع میکند و همیشه در فکر آسیب رساندن به مال و یا جان دیگران است.

حسد به دین و ناموس دیگران!

حسد کردن به دین و نوامیس ، موقعیّت شغلی و شخصیّتی دیگران از خطرناکترین حسادت هاست که در جای خود قابل بحث و بررسی می باشد،اگر شخص حسودی به دین و موقعیّت شغلی و شخصیّتی کسی حسادت ورزد و این عمل روز به روز ادامه یابد حتماً کار او به جای خواهد رسید که به آن شخص از جایی ضربه ای وارد نماید، و برای این کار از راههای پیچیده و با لباسهای رنگارنگ وارد میشود،مثلاً وقتی می بیند مردم به فردی احترام میکنند و در کارهای خود به او رجوع میکنند و در مشورتها به او اطمینان دارند.کارهای فردی یا کارهای گروهی جامعه را به او می سپارند و امین مردم شده است، دیگ حسد به جوش میآیدو همیشه در تبلیغ است،که اعتماد مردم را نسبت به او سلب نماید و چهره ناپسندی از او نشان دهد و برای اینکه در تبلیغ خود موفق باشد از هر راهی وارد خواهد شد.که اگر در اقدامات اولیه موفق نباشد ممکن است فکرهائی خطرناکی داشته باشد،از آن جمله فکر تهمت یا کشتن حریف را داشته باشد، که از این گونه حسادتها به خدای عزوجل پناه میبریم.

حسد و ابلیس سبب اختلاف شده اند

حسادت کردن انسان به هم نوع خود از ساخته ها و بافته های ابلیس لعین است که در درون و روح و روان انسان به وجود می آید و در کل برای این است که آدمی را با یکدیگر به دشمنی بی اندازد،این کینه و حسادت شیطان بود که حضرت آدم علیه السلام را از بهشت بیرون کرد،این حسادت و کینه شیطان بود به اولاد آدم قابیل در برابر مخلوق و پروردگار خود علم نا فرمانی در پیش بگیرد،و این حسادت نیز از ابلیس لعین بود که قابیل به مقام برادرش هابیل حسادت ورزد و اقدام به قتل وی نماید،پس معلوم میشود قلب و دل انسان حسود با شیطان و اعمال شیطانی گره خورده و تا آنزمانی که خود را از شیطان دور نکند و به دامان  خالق هستی و راه روشن او بر نگردد در آتش حسادت خواهد سوخت.

مرحوم احمدبن محمد معروف به مقدّسی اردبیلی فقیه و محقّق ربّانی،دانشمند بزرگ شیعه رحمه الله علیه ، در کتاب حدیقه الشیعه:نوشته ای با عنوان (حسد و ابلیس سبب اختلاف شده اند)دارد که قسمتی ازنوشتۀ آن فقیه بزرگوار را نقل میکنم.

حسد است که بدترین صفتی است که در رگ و ریشهء اکثر عالمیان جا دارد،و بیشترین عالمیان را طبیعی است نشنیده ای که هابیل با قابیل با آنکه از یک پشت و از یک شکم بیرون و بوجودآمده بودند و در یک زمان و در یک مکان بسر می بردند و هنوز از اولاد آدم کسی بهم نرسیده بود که در میان ایشان فتنه انگیزی کند، شیطان و حسد پشت به پشت هم دادند کار خود را کردند و چون هابیل به شبانی گوسفندان اشتغال می نمود و قابیل به زراعت مشغول بود.

انوقت آدم امر فرمود که هر یک قربانی کنند هابیل گوسفندی از همهء گوسفندان بهتر بجهه قربانی جدا کرد،و قابیل دسته ای از گندم یا جو نامزد نموده و بموجب « إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ»(۴)قربانی هابیل مقبول درگاه الهی و پر تو قبول بر قربانی قابیل نیفتاد،قابیل را دیگ حسد بجوش آمد و هابیل را به قتل تهدید نمود و هابیل چنانچه آیه کریمه «لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مَا أَنَا بِبَاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ ۖ إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ»(۵)سوگند که اگر تو به کشتن من دست برآوری من هرگز به کشتن تو دست دراز نخواهم کرد، که من از خدای جهانیان می‌ترسم.

 هابیل از عذاب الهی ترسیده صبر فرمود ، قابیل فریب شیطان را خورده از روی حسد بموجب«فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِینَ»(۶)«آن گاه (پس از این گفتگو) هوای نفس او را بر کشتن برادرش ترغیب نمود تا او را به قتل رساند و بدین سبب از زیانکاران گردید.قابیل بر آن امر شنیع اقدام نمود و مراعات برادری و انسی که باهم داشتند ننمود و ملاحظۀ پدر و مادر و خوف ایشان نکرد و ترس الهی را منظور نداشته و از عذاب دوزخ نترسید، و به محض حسدی که چرا قربانی من قبول نشده مثل هابیل برادری را کشت، و پدر و مادر رامحزون گذاشت و بعذاب الهی گرفتار شد، و این معنی در فرزندان هر دو سرایت نمود، نسل هابیل مظلوم و نسل قابیل ظالم گشتند. و این از حسادت ابلیس لعین به آدم علیه السلام و حسادت قابیل به برادرش هابیل روی داد.

و اما حرف آخر
  • و همان آب حسد بود، که طوفان نوح گشت.
  • و از حسد یهودان عیسی را به آسمان بردند.
  • و همان آتش حسد بود، که در زمان خلیل افروخته شد.
  •  و از حسد سامری، قوم  موسی را گوساله پرست کرد.
  •  و از حسد قریش، رسول خدا (ص) از مکه مهاجرت اختیار نمود.
  • و از حسد ابوجهل و اصحابش در بدر کشته و بچاه عذابشان انداختند.
  • و از حسد برادران ،یوسف صدیقبه چاه افتاد،و ازحسد زنان مدتها  به زندان رفت،
منابع و مآخذ
  1. کتاب پاداشها و کیفرها، محمد مهدی تاج «لنگرودی»به نقل از بحارالانوار
  2. کتاب اسرار معراج پیامبر اسلام (ص)،حاج شیخ علی قرنی گلپایگانی
  3. کتاب الکافی جلد دو
  4. ۵٫۶٫ سوره مائده آیه های ۲۷٫۲۸٫۳۰

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود از تجربه شما استفاده می کند. ما فرض می کنیم که شما با این کار موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. پذیرفتنادامه