جمشید آذرمی آذر
سایت جامع العلوم شامل : مقاله های نویسنده ، اطلاعات عمومی علمی ، مذهبی ، اجتماعی ، فرهنگی ، زناشویی ، تاریخ ، ادبیات و متفرقات...

سفیر روم درمجلس یزید

سفیر روم در مجلس یزید ابن معاویه : از امام زین العابدین ( ع) روایت شده است که فرمودند : هنگامی که سر مقدس امام حسین (ع ) را نزد یزید لعنه الله آوردند ، او بساط شرابخواری ترتیب داده و سر مقدس امام حسین ( ع) را می آوردند و در مقابل خود گذاشته و در حضور آن سر مقدس شراب می خوردند ، در یکی از این روزها سفیر روم که از اشراف و بزرگان رومیان محسوب می شد در مجلس شراب یزید حاضر شد و با دیدن سر مقدس اباعبدالله ( ع) از او پرسید :

ای پادشاه عرب این سر کیست ؟ یزید به او گفت : تو با این سر چکار داری ؟ سفیر روم گفت : اگر من به سرزمین خود و نزد پادشاهمان برگردم در مورد همه چیزهایی که دیده ام از من سوال خواهد کرد و من دوست دارم داستان این سر و صاحب آن را برای او تعریف کنم تا وی نیز در شادی و سرور تو شریک شود . یزید (لعنه الله علیه ) گفت : این سر حسین بن علی بن ابی طالب ( ع ) است.سفیر روم  پرسید: مادرش کیست؟  یزید گفت : فاطمه دختر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم.

سفیر روم گفت : اف بر تو و دین تو ، دینی که من دارم بهتر از دین توست ،زیرا پدر من یکی از نوادگان حضرت داوود (ع) است و بین من و حضرت داوود (ع) با پدران بسیاری فاصله است با وجود این مسیحیان با احترام فراوان مرا تکریم و تعظیم می کنند و چون من از نوادگان حضرت داوود (ع) هستم خاک قدم های مرا به عنوان تبرک برمی دارند ، ولی شما فرزند دختر پیامبرتان را که یک مادر بیشتر با او فاصله ندارید می کشید ، این چه دینی است که شما دارید؟ سپس رو به یزید کرده و گفت : آیا داستان کلیسای حافر را شنیده ای ؟ یزید گفت : بگو تا بشنویم.

سفیر روم گفت:

بین عمان و چین دریایی وجود دارد که شش ماه (یا یک سال )راه مسافت دارد ، در آنجا هیچ شهر یا روستایی وجود ندارد مگر یک شهر در وسط آب قرار دارد و مساحت آن هشت فرسخ در هشت فرسخ می باشد و روی زمین شهری بزرگتر از آن وجود ندارد ، صادرات آن کافور و یاقوت می باشد و پر است از درختان عود وعنبر ، آن شهر در اختیار مسیحیان است و غیر از ایشان هیچ حاکم و پادشاهی در آنجا حکومت نمی کند ، کلیساهای فراونی در آنجا وجود دارد که بزرگترین آنها کلیسایی به نام کلیسای حافر است ؛ در محراب این کلیسا حلقه ای از طلا آویزان است که در آن سُم حیوانی قرار داده شده ، می گویند آن سم متعلق به الاغی است که حضرت عیسی (ع) برآن سوار می شده است ، مردم اطراف آن حقه را با طلا و حریر زینت کرده اند هرساله گروه زیادی از مسیحیان به آن کلیسا می روند و به دور آن حقه طواف کرده و آن را می بوسند و حاجات خود را در آنجا از خدا طلب می کنند ،این وضعیت مسیحیان و علاقه ای است که آنان نسبت به سم الاغی دارند که گمان می کنند پیامبرشان حضرت عیسی (ع) بر آن سوار می شده و اما شما فرزند دختر پیامبرتان را می کشید ، خداوند برکت را از شما و دین شما بردارد.

یزید گفت : این مسیحی را بکشید تا آبروی مرا در مملکت خویش نبرد. سفیرروم وقتی این سخن را شنید گفت : آیا می خواهی مرا بکشی ؟ یزید گفت : آری . سفیر روم گفت : ای یزید بدان که من شب گذشته پیامبر شما را در خواب دیدم که به من گفت : ای نصرانی تو بهشتی هستی .

من از سخنان اوشگفت زده شدم اما اکنون شهادت میدهم که خدایی جز خدای یگانه نیست و حضرت محمد(ص) رسول و فرستاده اوست … سپس با یک حرکت سریع سر مقدس اباعبدالله (ع) را برداشته و در آغوش گرفت و شروع کرد به بوسیدن و در عین حال دائماً اشک می ریخت تا اینکه با همان حال به شهادت رسید .

“برگرفته از کتاب لهوف سیّد ابن طاووس”

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این وب سایت از کوکی ها برای بهبود از تجربه شما استفاده می کند. ما فرض می کنیم که شما با این کار موافق هستید ، اما در صورت تمایل می توانید انصراف دهید. پذیرفتنادامه