جمشید آذرمی آذر
من اهل ایران آذربایجان شرقی شهرستان بناب روستای چپقلو متولد1352 هستم سواد ابتدائی دارم ! علاقه مند به مطالعه، نوشتن و پژوهش میباشم.

امام حسین علیه السلام راهنمای بشریت

امام حسین علیه السلام راهنمای بشریت :سپاس بی قیاس خالق هستی را سزاوار است،که از الطاف بی منتهایش جهانی را پا به جاست .که اگر نظرش آنی بردارد تمامت هستی به نیستی می گراید. خداوندی را سزاوار است که نعمتهای بی پایان بی آنکه منّتی نهد، به بندکانش بخشید. حمد و سپاس خداوندی را سزاوار است ، که مَالک یوم الدین و  الرحم  الرّاحمین است، پس برای شکرش به پا خیزیم که فرصت شکرش نعمتی است بی پایان که از لطف و کرمش روز یمان کرده ، پس جهت عبادتش قیام کرده ثنایش گوئیم ، و در راه هدف آفرینش که به او رسیدن است گام بر داریم . و از مکر شیطان رجیم که دائم در کمین است دوری جسته و آگاه باشیم که شیطان درجلد آدمها وارد میشود تا آدمی را از راه راست باز دارد. پس به راه ثوابش عمل کرده تا به بهشت نعیمش داخل شویم.انشاالله.
و اما بعد : بار خدایا بر محمد مصطفی صلی اله علیه واله،که خاتم پیامبران و سیّد رسولان و بر اهل بیت پاک و پاکیزه اش درود فرست ، و همه ای آنهائی که از اهل بیت او به امامت برگزیده ای همگی معصومند و برای برپائی دینت قیام کرده و به ماندنش از مال و جان خود گذشتند که دین مبین و احکام اسلام زنده بماند ،تا روشنی راه پیروان آن حضرت محمد{ صل اله علیه و آله و سلم} و جویندگان حق و عدالت و یکتا پرستان باشد.

اتفافات تلخ و شیرین در تاریخ اعراب

از ابتدی آغاز آفرینش تا امروز اتفاقات تلخ و شیرین، ماجراهای عبرت انگیز، انسانهای دانا و نادان، در گنجینهء تاریخ بسیار و بی شمار است. تاریخ و گذشتهء هر قومی که به نحوی نقل شود تصو یریست از گذشته آن قوم و بیان گر عزت یا ذلت آنها ، هر امتی که خلق شود و در دنیای بشری زندگی کند و بعد از چندی جان بجان آفرین صبحان پاک تسلیم کند،و در جهان دیگری ساکن و ابدی جای گزیند ، که البته هم انتخاب آن جهان به این جهان بستگی دارد . هر شخصی که در این جهان زندگی کرده حتماً تنها نبوده ، و با گروهی از مردم که همجنسان خودش هم بوده اند زندگی می کرده است و امروز دلیل و شاهد آنها برای بودن در جامعه ای مردمی و داشتن خاطره ای بد یا خوب گواه تاریخ است که به وسیله مورخان و نگارندگان تاریخ ثبت شده ،و در سینهء گذشت زمان می ماند.

و اگر که گواه تاریخ در مورد آنها همراه باشد با مردانگی و آزادگی برای آن قوم افتخا ریست که برای بازماندگان آنها به جا مانده است ، و بعد از گذشت قرنهای طولانی عزت و فهم و دانائی ملتی یا قومی را نشانگر است که ، تصویر روشنی از خود به جا گذاشتند. در این صورت یاد و نام آنها با احترام یاد شده و برای نسل امروزی که از تبار آن قوم باشند افتخا ریست بس بزرگ. و اگر که با نا مردانگی ها ، زورگوئی ها، ستمگریها و خیانت ها همراه باشد ، برای فرزندان آن قوم جز ذلت و خواری و سرخوردگی ، نا فهمی و نادانی چیزی دیگری را به جا نگذاشتند.
گذشت زمان و نقل تاریخ جز شرمندگی برای بازماندگان از نژاد آن قوم نداشته و نخواهد داشت. درگ و فهم تاریخ یعنی یافتن خود و شناختن گذشته گان و زندگی کردن با آنها، بودن با ستم دیدگان و دانستن حال ستم کشیدگان ، بودن در لابه لای تاریخ وزندگی کردن با قوم ها ، نژادها و باور کردن آنها ، لابه لای تاریخ اعراب پُر است از ماجراهای تلخ و شیرین، با بررسی آنها می توان در شناخت قوم اعراب به نکته های باریکی رسید.اتفاق های که در تاریخ اعراب رخ داده و به فهم و دانائی به انجام رسیده باشد بی شمار است.شخصیت های عالم و دانشمند، و علمای ممتاز را در جامعه ای اعراب نمی توان نادیده گرفت ، اما به جهت اینکه دنیای اعراب بزرگ است انسانهای دانا و توانا تعداد کمی را از میان جامعه ای اعرابی را دارا می باشند. رویدادهای شیرین و ماندگار در صفحهء تاریخ نیز در میان ملل اعراب بسیار است.
اما در کتاب گذر زمان و در سینهء تاریخ پیدا نخواهیم کرد ماجراءی را که بالاتر و بزرگتر از واقعه ای عاشورا باشد ،که بیانگر جهل و نادانی قومی ستمگر و ستم پیشه که با تمام نامردی ها امامی را به قتل برسانند . درحالی که برای ملت اعراب جُز عزت و دانائی و آبادانی آخرت و پُر رونقی دنیای شان چیزی دیگری را نمی خواست و به هیچ چیزی غیراز ایمان و عظمت قوم اعراب و امت رسول خدا فکر نمی کرد.
یقیناً در هیچ جائی از این دنیای بزرگ پیدا نخواهید کرد که ملتی رهبری را به امیری خود دعوت کنند و به دعوت خود نیز اسرار ورزند ! و تا جائی که در حدود دوازده هزار نامه بنویسند ، که هر نامه شامل دو یا سه یا چهار امضاء بود. و بعد از آنکه امامشان { امام حسین } تصمیم به خروج از وطن کرد و به خیلی از نامه های رسیده جواب مثبت داد . آنوقت آن قوم ستم پیشه با شمشیرهای برنده و با تیرهای زهراگین به استقبالش لشکر کشی کردند،و بعد از این که به شهادتش رساندند، و اهل و عیالش را که اهلبیت رسول شان بودند را به اسیری بردند تا افتخاری باشد نزد امیر ستم گرشان . امیری که از کودکی راه به خطا می رفت، و راه راست نمی شناخت.

و درحال مستی اقامه نماز می کرد،و امامت نمازشان می نمود با آنکه بول هوس و خطا کار بود مردمان را در نا آگاهی و در گمراهی نادانی نگه داشته بودند تا در خاموشی مردم به شب نشینی ها و شهوترانی های خود مشغول باشند. تا بتوانند به افتخارات خود و اجداد شان بیافزایند .مردمی که در زیر چنین پرچمی تعلیم آموزند چه باک از کشتن امام عادل و چه باک از رفتن به راه خطا . امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام نسبت به این گروه از اعراب فرموده بود : اینان اهل بیتی را که مامور بودند احترام کنند ترک کردند و بنای خلافت و ولایت را از ریشه تغییر دادند و در جای دیگری بنا نهادند.
تاریخ گواه است مردانی که با شمشیرهای برنده به استقبال پسر پیامبر خدا شتافتند و بعد از قتل وی روی سینه اش اسب ها بتاختند ! هریک نامه ای به امام (ع) نوشته بودند که ای اماما : دین و آخرت ما در خطر است، ای فرزند رسول اگر تو بیائی بیاریت می شتابیم و در کنار تو با دشمنان خدا خواهیم جنگید . و به این کار خود بسیار پایداریم. اما بعد از اینکه امام را به کربلا هجرت دادند همگی با تیغ های تیز برنده، و قلب های سنگین و شکننده به استقبالش رفتند تا در کشتنش دشمنانش را یاری نمایند. آری آن قوم به حمایت از رهبر و امام ظالم ،راهبری دانا و آگاهی را کشتند که او را خوب می شناختند و از اندیشه و تفکرش آگاه بودند . و به راستی که او حافظ قرآن، و بهترین عمل کننده به احکام خداوند متعال بود. و آن قوم نادان زیر سایه درخت زهرآگین جهل و نادانی
فریب شیطان را خوردند . و امام خویش را با سخت ترین ضربات به شهادت رساندند،و اهل عیالش را به اسیری بردند. ماجراهائی که در دههء هفت قمری روی داد صفحۀ تاریخ اعراب را به سیاهی کشاند،و نشان دادند که برای همیشه آمادگی دارند،زیر سلطهء استعمارگران بیکانه و پادشاهان زورگو و طوغیانگر ، در جهل و جهالت ابدی زندگی کنند . و امروز نیز همان اعراب دههِ هفت ، تن به خواری و ذلت داده در زیر پرچم استکبار جهانی صهیونیسم یهودی و امریکای جنایتکار درآمده ، و چشم خود را به روی ظلمی که بر مظلومین جهان به خصوص ملتهای مظلوم [ فلسطین سوریه لبنان عراق افغانستان مسلمانان پاکستان، میان مار و نسل کشی مسلمانان آفریقایی و مردم مظلوم فلسطین،یمن و خیلی از گروهای اسلامی به خاطر این که شیعه هستند، و با افکار آنها مخالف] روی میدهد بسته اند.

و با یک آفرین استکباری حاضرند هزاران حق را ناحق نشان دهند. و در زیر پرچم اسلامی پنهان شده تا به عیش و خوشگذرانی چند روزی خودشان مشغول شوند.مولای متقیان  امیرمومنان حضرت علی علیه السلام در مورد چنین اشخاصی فرموده است. { ای مرد نمایانی که مرد نیستید کودکان بزرگ سال نما، با اندیشه های نو عروسان دوست داشتم شما را ندیده بودم و نمی شناختمتان بخدا قسم شناختن شما غیر از پشیمانی و غصهء برای من نیاورد، مرگ بر شما، قلبم را مالامال از چرک و خون کردید ، سینه ام را از غیظ انباشته ساختید، با هر نفسی که در می آورم جرعه، جرعه غصه های شما را می نوشم نظر مرا با مخالفت و کارشکنی نابود ساختید.
یعنی همیشه مخالف اسلام بودید، و ترس از اندیشه های نو، و تابناک اسلام شما را نگران و ناراحت کرد.اسلام و سیاستهای اسلامی را درمقابل حکومتهای خود میدانستند.حکومتها همیشه سعی در خفقان نگهداشتن عالمان روشن بین و دانشمندان اسلام شناس را داشتند. چون میدانستند که دانشمندان آگاه یعنی جامعه ای آگاه، و جامعه ای که آگاه باشد مخالف است با حکومتهای ظالم و دیکتاطوری. درطول تاریخ بشریت ملتهای بودند که می خواستند رهبر خود را از میان بردارند و از بین ببرند و گاهی موفق هم شده اند لکن فرق آنها با اعراب شصت ویک بسیار و متفاوت است. آنها رهبر و امامی را می کشتند که به رهبری خود قبول نداشتند ،و مخالف آئین یا اهداف خود میدیدند.

آیا اعراب امام حسین (ع) را نمی شناختند؟

اعرابی که فرزند رسولشان را به شهادت رساندند او را می شناختند و به امامت خود دعوت کرده بودند و می دانستند که پیامبرشان گفته بود. { حسین منّی انَا مِن حسینی} و امام حسین (ع) نیز چون دیگر رهبران نبود. نه سعی در گمراهی مردم را داشت و نه مخالف دین و آئین مردم و احکام الهی بود. و همیشه در ترویج اسلام و احکام خدا بود. بهترین از امر کنندگان به معروف و نهی کننده از منکرات ، و عالمترین از رهبران زمان خود بود. و بهتر می دانستند که برای امامت و رهبری دنیا و دین شان جز امام حسین بن علی علیه السلام هیچ کس شایسته و سزاوارتر نیست.

اما آنها امام حسین (ع) را سرمی بریدند و در آن حال می گفتند که{سنان ابن انس لعنه الله علیه} بود که می گفت: به خدا من سرت را جدا می کنم! با آنکه می دانم تو فرزند رسول خدایی و بهترین ازنظر پدر و مادری،آری آنها امام خود را سرمی بریدند. و روی سینه اش اسب ها می راندند در حالی که او را می شناختند. آنها با جهل و نادانی دین خود را به دنیای دیگران فروختند،و فریب لذتهای دنیای فریب کار، و به ظاهر زیبا ، زودگذر و فانی را خوردند. تا لعن و نفرین ابدی برای خود ثبت نمایند.راهنمای دنیا و آخرتشان را از دست دادند بی آنکه فکر اساسی کرده باشند،و بجای اینکه با بزرگان دین خود، آنهائی که قرآن و آخرت را برای دِرهَم و دینار نفروخته بودند مشورت نمایند، تسلیم اوامر پادشاه بی خردی چون یزید ابن معاویه ابن ابی سفیان علیه اللعنه، و آدم قولدور و خبیثی چون عبیدالله ابن زیاد علیه اللعنه شدند . آری نفهمیدند که کُرنش را باید درمقابل پادشاهی انجام داد که،از هر لحاظ لیاقت پادشاهی امت محمد ابن عبد اله صلی الله علیه و آله و سلم را داشته باشد.
آیا رهبری که در مقابلش تعظیم می کنند،و اطاعتش می نمایند آنها را به راه راستین خدای هدایت خواهد کرد یا نه ؟ آیا قدرت و توان هدایت و راهنمائی اعرابی که هنوز به حد بلوغ فکری جهت تشخیص راه ثواب ،از راه نا ثواب را ندارند ،دارد یا نه؟آیا قدرت تفکر و وجدان کاری در مسائل و امور مسلمین را دارد. یا نه ؟ آیا دانش و قدرت شناخت او از اسلام جهت حفظ و گسترش آن به حد کافی هست ، یا نه ؟ و ده ها دارد و نداردهای دیگری که اعراب دههء هفت، در فهمیدن و قضاوت کردن به آن ، عجله کردند . تا جائی که تصمیم آنها مسیر دین مبین اللهی و حکومت نبوی را تغییر داد . و اسلام را به دست بیگانه از آن سپردند در هر زمان از تاریخ بشریت ممکن است اینگونه تصمیم گیریها پیش آید،آنوقت استکه مردم یک جامعه ای بیدار و آگاه با یک تصمیم درست و آگاهانه می توانند مواظب باشند تا اسلام و دین محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم به دست اشخاص غیراسلامی و نا آگاه از اسلام و قوانین مقدس اسلامی نیفتد.
اما هدف از این نوشته ای که در برابر چشمان شماست مقتل نویسی در باره امام حسین علیه السلام نیست،بلکه می خواهم برداشتی صحیح و درستی را از واقعه ای عاشورا را بیاد آوریم، و اطلاع حقیقی و واقعی از فکرهائی که واقعه ای عاشورا را بوجود آورده بودند داشته باشیم. و شاید به نظر چنین رسد که ، مخواهم برای شما مطلبی را یاد دهم،اما چنین منظوری ندارم بلکه میخواهم یاد آور شویم و بیاد آوریم که ، چگونه تفکرهای غلت و اشتباه واقعه ای عاشورا را بوجود آوردند، و قرنهاست ملتهائی را غمگین و دل شکسته کرده و مهمتراز همه در مسیر تاریخ تغییر افتاد.
و حکومت اسلامی نیز بدست گروهی افتاد که سزاوار رهبری و پادشاهی مسلمین را نداشتند. عاشورائی که با آن همه هُضن و اندوه به وجود آمد عبرتها و پندها نیز دارد ، که باید توجه کافی و همه جانبه ای را در بررسی واقعه ای عاشورا و رویدادهای دههء هفت هجری قمری به عمل آورد تا علت به وجود آمدن چنین حادثه ای بیشتر آشکار شود. و مهم این است که ،عاشورا عاشورا، و شیعه عاشورائی بماند.ولی متأسفانه چنین به نظر می رسد که بعضی از کارها و رسم های غلت و اشتباهی که در ماه محرم خصوصاً در دهه ای اول و روزهای تاسوعا و عاشورا انجام می گیرد. باعث خواهد شد آن عاشورائی که امام حسین بن علی علیه السلام و اصحاب پاکش آفریدند و اهدافی که داشتند کم رنگتر شده است.
و جایگزینش را تعدادی از کارهای قبیح و عقب مانده ، پاره ای از خرافاتی که،هم عمل به آنها گناه است وهم موجب سُست شدن عقاید شیعه و منجر بضعف مذهب اثناعشری نیز خواهد شد.امید است که دانشمندان متعهد به اسلام خصوصاً علماء شیعه، واعظین ، شعرا، مداهان اهل بیت علیه السلام و همه ء آن کسانی که سرکاری با مسائل فرهنگی دارند توجه داشته باشند که پاره ای از خرافاتی که در ماه محرم انجام می گیرد. از طرف عده ای منافق دین و مخالف مذهب شیعه دوازده امامی بوجود آمده و با ظرافت خاصَی نیز انجام می گیرد.هدف و اهدافش مبارزه با عاشورای امام حسین (ع) است. عالِم و شیعهء اثناعشری باید مواظب باشد در مسیر چنین خرافاتی قرار نگیرد و تلاش کند به هر وسیله ممکن در گسترش فرهنگ صحیح عاشورائی جهاد نماید.انشاالله

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.