جمشید آذرمی آذر
من اهل ایران آذربایجان شرقی شهرستان بناب روستای چپقلو متولد1352 هستم سواد ابتدائی دارم ! علاقه مند به مطالعه، نوشتن و پژوهش میباشم.

امام موسی کاظم علیه السلام و بیان پاره ای از احولات ایشان؛

امام موسی کاظم علیه السلام : ولادت با سعادت آن حضرت در روز یکشنبه هفتم ماه صفر سنه صدوبیست و هشت در ابواء که نام منزلی است ما بین مکه و مدینه واقع شده است . اسم شریف آن حضرت موسی و کنیت مشهورش ابوالحسن و ابو ابراھیم ، والقاب آن جناب کاظم و صابر و صالح و امین است ، و لقب مشهورش همان کاظم است.
کاظم یعنی خاموش و فرو برنده خشم چه آنحضرت از دست دشمنان کشید آنچه کشید و برایشان نفرین نکرد ، و حتی در ایام حبس مکرر در کمین در آمدند و از آن حضرت یک کلمه سخن خشم آمیز نشنیدند.(۱)
ابن اثیر می گوید: کانَ مُوسَى بْنُ جَعْفرٍَ علیهماالسلام یلُقََّ بُ بأَلکاظِمِ، لِأنََّهُ کانَ یحُْسِنُ إلِى مَنْ یسُیى ءُ إلِیَْهِ کان هذا عادَت أبَدَا ؛ امام موسی بن جعفر علیهماالسلام بدان جهت کاظم (فرو برنده غضب) نام گرفت، که همواره به کسانى که به او بدى مینمودند، نیکی می نمود، این سیره و عادت همیشگى وى بود.(۲)

نسب امام موسی کاظم علیه السلام

نسب امام موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب با چهار واسطه به امام علی علیه السلام می رسد. پدر او امام صادق علیه السلام ششمین امام شیعیان و ریس مذهب تشیع می باشد . مادرش حمیده بربریه است. در کتاب منتهی الآمالاست که : والده آن حضرت عُلیا مخدره حمیده مُصَفاّه است که از اشرف اعاظم بوده . حضرت صادق علیه السلام فرموده که حمیده تصفیه{تزکیه ، تذهیب ، پالایش ، پاک سازی} شده از ھر دنس{ پلیدی ، ناپاکی } و چرکی مانند شمش طلا ، پیوسته ملائکه او را حراست و پاسبانی می نمودند تا رسید به من بسبب آن کرامتی که از حق تعالی است بر من و حجت بعد از من.

القاب امام موسی کاظم علیه السلام

امام موسی کاظم علیه السلام را القاب متعدّد و از همه مشهورتر کاظم است، که به معنای فروبرنده خشم می باشد. و دیگر اینکه از القاب همایونش ثقه است ، به اعتبار صدق و راستی در کلام ، یعنی کسی که طرف اعتماد باشد و مردم به گفتارش و کردارشاعتماد کنند. و دیگر از القاب مبارکش عالم است ، و عالم اسم فاعل از علم است که به معنای خردمند ، دانا ، کسی که او را دانش باشد در مقابل جاهل. و دیگر از القاب آنحضرت عبد صالح است ، که به معنای بنده نیکوکار است. و دیگر از القاب شریفه آنحضرت صابر است ، که به معنای بردبار ، شکیبا ، و صبور آمده است.
و از القاب دیگرش امین است ، که به معنای امانتدار یعنی کسی که مردم در کارها ، مشورت ها و در نگهداری امانتهای خود به او اعتماد کنند. و از القاب دیگرش زین المجتهدین است ، که به معنای زینت و سرآمد مجتهدین است که در علم به مقامی می رسندکه برای دین و شریعت مردم احکام صادر می کنند. و از القاب دیگرش زاهر است ، که به معنای تابان ، درخشان ، یعنیدرخشنده است چنان که گویند ماه زاهر شد و به چیزی گویند که دارای امتیاز و تشخیص باشد. و از القاب دیگر طیب و سیدّ نیزمی گفتند ، که به معنای پاک ، مهتری و بزرگی و آقائی است.

باب الحوائج

امام موسی کاظم علیه السلام در میان شیعیان به لقب باب الحوائج یعنی آستانه رفع حوائج ها مشهور می باشند. و توسل به آنحضرت برای شفاء امراض و بیماریها و رفع امراض ظاهری و باطنی و دردهای اعضاء در میان شیعیانش بسیار و بیشمار است، اهل عراق آنحضرت را به این لقب خواندند ، برای اینکه هر کس را به هر چه حاجت افتادی آن حضرت حاجت او را روا نمود خواه سوال کرده باشد یا نکرده باشد. از علمای اسلام نیز برای توسل به آن امام جهت رفع درد چشم سفارش شده است.

معجزات امام موسی کاظم علیه السلام

معجزات حضرت امام موسی کاظم علیه السلام به حدی است که اگر یک نویسنده بتواند آنها را جمع آوری نماید به چندین جلدقطور می رسد . ولی چون ما قصد انشاء همه آنها را نداریم برای نمونه به چند معجزه کوتاه بسنده می کنیم ، امید است مورد رضایت و پسند حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام و شما مطاله کنندگان جامع العلوم واقع گردد.

تکلم امام موسی کاظم علیه السلام با شیر

در کتاب حدیقه الشیعه مقدسی اردبیلی به نقل از کتاب فصول المهمه و کشف الغمه آورده است که ، علی بن حمزه گفت : روزى حضرت امام موسی بن جعفر علیه السّلام از مدینه خارج شد بقصد باغى که در خارج مدینه داشت من در خدمت آن جناب بودم امام سوار استری ( قاطر ) بود و من سوار حماری (الاغ)، در بین راه شیرى سر راه بر ما گرفت ترس مرا فرا گرفت ایستادم، ولى موسى بن جعفر علیه السّلام ب اعتنا پیش رفت دیدم شیر اظهار کوچکى میکند و صدائى که حاکى از التماس است م نماید، امام نیز ایستاد مثل کسى که گوش بصداى او میدهد شیر دستش را روى ران قاطر امام گذاشت، و سر در پیش برده لب می جنبانید منخیلى ترسیدم.
و بعد از لحظه ای شیر از راه کناره گرفت امام موسی علیه السّلام رو بقبله ایستاد و شروع بدعا کرد، من دعاى آن جناب را نمی فهمیدم. در این موقع اشاره بشیر نمود که برو غرش مخصوصى نمود، موسى بن جعفر میفرمود: آمین، آمین، بالاخره رفت تا از نظر ناپدید گردید امام راه خود ادامه داد من نیز در خدمتش بودم.
وقتى از آن محل دور شدیم من خود را به امام رسانده عرض کردم: آقا این شیر چه کارى داشت من خیلى ترسیدم که بشما زیانى نرساند، ولى در شگفت شدم از برخوردى که با او داشتید. فرمود: او شکایت میکرد که زایمان بر همسر من دشوار شده تقاضا می کرد برایش دعا کنم که خلاص شود و من نیز دعا کردم بدلم افتاد که بچه اش نر است باو اطلاع دادم شیر گفت: برو در امان خدا هرگز بر تو و خانواده و شیعیانت خداوند درنده اى را مسلط نکند. من گفتم: آمین .(۳)

تکلم امام موسی کاظم علیه السلام به زبان چینی

از اسحاق بن عمار روایت است کھ در خدمت حضرت امام موسی بن جعفر علیه السّلام بودم . در این هنگام مردى غریبی اجازه خواست سخن بگوید ، پس به کلامى تکلم کرد که مثل آن (هرگز) شنیده نشده بود، مثل کلام پرندگان بود. اسحاق گفت: پس امام علیه السّلام همه را با زبان خودش پاسخ داد تا اینکه سؤالاتش تمام شد و از نزد ایشان رفت. عرض کردم: تابه حال این گونه سخن گفتن را از شما نشنیده بودم.
فرمود: این زبان عدّه اى از مردم چین است. و همه آنها به یک زبان حرف نمی زنند. آیا تعجب می کنى از صحبت کردن من به زبان آنها؟ گفتم: آرى، جاى تعجب دارد. فرمود: شگفت انگیزتر از آن را به تو خبر دهم و آن این است که امام، منطق پرندگان و نطق هر ذى روحى را می داند و چیزى بر او مخفى نیست .(۴)آتش بدن و لباس امام را نمی سوزاند!
پس از آن که امام جعفر صادق علیه السلام به شهادت رسید، یکی از فرزندانش به نام عبد الله که بزرگ ترین فرزند حضرت بود ادّعای امامت کرد. امام موسی کاظم علیه السلام دستور داد تا مقدار زیادی هیزم وسط حیاط منزلش جمع کنند؛ و سپس شخصی را به دنبال برادرش عبدالله فرستاد تا او را نزد حضرت احضار نماید. چون عبدالله وارد شد، دید که جمعی از اصحاب و شیعیان سر شناس نیز در آن مجلس حضور دارند. و چون عبدالله کنار برادر خود امام کاظم علیه السلام نشست ، حضرت دستور داد تا هیزم ها را آتش بزنند؛ و با سوختن هیزم ها، آتش زیادی تهیه گردید. تمامی افراد حاضر در مجلس ، در حیرت و تعجّب فرو رفته بودند و از یکدیگر می پرسیدند که چرا امام موسی کاظم علیه السلام چنین کاری را در آن محلّ و مجلس انجام می دهد. آن گاه حضرت از جای خود برخاست و جلو آمد و در وسط آتش نشست ؛ و با افراد حاضر مشغول صحبت و مذاکره گردید. پس از گذشت ساعتی بلند شد و لباس های خود را تکان داد و آمد در جایگاه اوّلیه خود نشست و به برادرش عبدالله فرمود: اگر گمانداری بر این که تو بعد از پدرت امام جعفر صادق علیه السلام امام و خلیفه هستی ، بلند شو و همانند من در میان آتش بنشین .عبدالله چون چنان صحنه ای را دید و چنین سخنی را شنید، رنگ چهره اش دگرگون شد و بدون آن که پاسخی دهد با ناراحتی برخاست و مجلس را ترک کرد.(۵)

مهیا شدن میوه های انگور و اناردر فصل زمستان

داود رقی حکایت کند که : روزی به محضر مبارک امام جعفر صادق علیه السلام شرفیاب شدم و پس از عرض سلام در کناری نشستم ، سپس فرزندش حضرت ابوالحسن موسی بن جعفر علیهما السلام وارد شد و از شدّت سردی هوا، لباس های خویش را به دور خود پیچیده بود. همین که امام موسی کاظم علیه السلام نزد پدر آمد، امام صادق علیه السلام اظهار داشت : ای فرزندم ! درچه حالتی هستی ؟ پاسخ داد: در سایه رحمت و پناه خداوند متعال هستم ، و بعد از آن اظهار نمود: ای پدر! من اشتهای مقداری انگور و انار دارم ؟ داود رقیّ گوید: من با خود گفتم : چگونه حضرت در این فصل زمستان و سرمای شدید اشتها و میل به تناول این نوع میوه ها را دارد، ولی حضرت از افکار درونی من آگاه شد و فرمود: خداوند متعال بر هر چیز و هر کاری قدرت دارد.
و سپس به من فرمود: ای داود! بلند شو و برو داخل حیاط منزل ببین چه خبر است ؛ و در باغ چه می بینی؟ پس ، از جای خود برخاستم و به طرف حیاط حرکت کردم ، همین که وارد حیاط شدم ، با حالت تعجّب دیدم درخت انگور و انار پر از میوه است . بادیدن این صحنه شگرف ، بر اعتقاد و ایمانم افزوده شد؛ و با خود گفتم : اکنون به اسرار و علوم اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام آگاه گشتم و اعتقادم کامل گردید. سپس مقداری از انگور و تعدادی انار چیدم و چون وارد اتاق شدم حضرت امام موسی کاظم علیه السلام آنها را از من گرفت و شروع به تناول نمود؛ و در ضمن اظهار داشت : این از فضل پروردگار است ، که ماخانواده عصمت و طهارت را بر آن اختصاص داده و گرامی داشته است.(۶)

چند حدیث گرانبها ازامام موسی کاظم علیه السلام

احادیث و روایات بسیاری از امام موسی بن جعفر علیه السلام بجا مانده است که برای پیروان و شیفتگان آن امام همام گرانبهاترین میراثی است که در صورت به کار بستن و عمل نمودن به آنها می توانند به کله های انسانیت راه یابند و از خصائص و مکارم الاخلاق خوب و پسندیده آن امام بهره مند شوند. و ما برای اینکه در باره نهمین معصوم از خاندان نبوت مطالبی را بیان می کنیم برای تبرک هم که شده و به عنوان نمونه به نه حدیث بسنده می کنیم.
۱- امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند: اِنَّ ابَْدانکَم لیَْسَ لَها ثمََنٌ الِاَّ الْجَنَّ هُ ، فلَاتبَیعُوها بغَِیْرِها ؛ همانا بدنهاى شما را بهایى جز بهشت نیست. پس آنرا به غیر بهشت نفروشید.(۷)
۲- امام موسی کاظم علیه السّلام فرمودند: الَْمَغْبوُنُ مَن غَبنََ مِنْ عُمْرِهِ ساعَهٌ ؛ زیانکار، کسى است که ساعتى از عمر خویش را باخته است.(۸)
۳- امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند: تفَقََّ هوُا فى دینِ الله ِ، فَاِنَّ الْفقِْه مِفْتاحُ الْبصَیرَهِ وَتمَامُ الْعِبادَهِ ؛ در دین خدا دانا شوید، همانا دین شناسى و فـقه ، کلید بصیرت و کمال عبادت است.(۹)
۴ – امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند: مَنِ اقتَصَدَ و قَنَعَ بَقِیَت علَیهِ النِّعمَهُ، و مَن بَذَّرَ و أسرَفَ زالَت عنهُ النِّعمَهُ ؛ کسى که صرفه جو و قانع باشد، نعمت برایش مى ماند و کسى که ریخت و پاش و اسراف کند نعمت از او زوال مى یاید. (۱۰)
۵- امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند: مَنْ وَلَّدَهُ الْفقَْرُ ابَْطَرَهُ الْغِنى ؛ کسى که زاده فقر باشد، ثروتمندى او را به طغیان و سرمستى مى کشد.(۱۱)
۶- امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند:  وَجَدتُ عِلمَ النّاسِ فی أربَعٍ : أوَّلُها أن تَعرِفَ رَبَّکَ ، و الثّانِیَهُ أن تَعرِفَ ما صَنَعَ بِکَ ، و الثّالِثَهُ أن تَعرِفَ ما أرادَ مِنکَ ، و الرّابِعَهُ أن تَعرِفَ ما یُخرِجُکَ مِن دِینِکَ ؛ دانش مردم را در چهار چیز یافتم: اوّل: آنکه پروردگارت را بشناسى، دوم: آنکه بدانى با تو و براى تو چه کرده است، سوم: آنکه بدانى از تو چه خواسته است، چهارم: آنکه بدانى چه چیز تو را از دینت بیرون مى کند.(۱۲)

۷- امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند: اذا کان ثلاثه فی بیت فلا یتناجی اثنان دون صاحبهما فان ذلک ممایغمه ؛ هر گاه سه نفر در خانه ای بودند، دو نفرشان با هم نجوا نکنند؛ زیرا نجوا کردن، نفر سوم را ناراحت می کند.(۱۳)
۸- امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند:مَثَلُ  الدُّنیا مَثَل مَاءِ البَحر، کُلَّما شربَ مِنهُ العَطشان أزدادَ عَطَشاً حَتّی یقتِله ؛ مثل دنیا، چون آب دریاست،{ که شور است } تشنه هر چه از آن بنوشد ، تشنه تر می شود ، تا آنکه او را بکشد.(۱۴)

۹- امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند: بِئسَ العَبدُ عَبدٌ یکونُ ذا وَجهَینِ و ذا لِسانَینِ ، یُطری أخاهُ إذا شاهَدَهُ ، و یأکُلُهُ إذا غابَ عَنهُ ، إن اُعطِیَ حَسَدَهُ ، و إنِ ابتُلِیَ خَذَلَهُ ؛ چه بد بنده اى است آن بنده اى که دو رو و دو زبان باشد، در حضور برادرش او را بستاید و در غیابش از وى بد گوید، اگر نعمتى به او داده شود بر وى حسد ورزد و اگر گرفتار آید تنهایش گذارد.(۱۵)

حرف آخر

امام موسى بن جعفر (علیهماالسلام) سى و پنج سال از سال ۱۴۸تا ۱۸۳ ه. بر مسند امامت جلوس فرمود. خلفاى معاصر ایشان جملگى از بنی عباّس بودند: منصور دوانیقی ، مهدی عباّسی ، هادی عباّسی و هارون الرّشید .
امام(علیه السلام) در عهد هارون سالها در زندان به سر برد. هارون عباّسى، وجود امام کاظم علیه السلام را در زندان نیز تاب نیاورد و فرمان داد ایشان را مسموم کنند.
آخر الامر یحیی ، امام را به سندی بن شاهک سپرد و سندی آن حضرت را در زندان مسموم کرد. بدین سان، امام علیه السلام به سال ۱۸۳ ه. در پنجاه و پنج سالگى در زندان بغداد به شهادت رسید. چون آن حضرت وفات یافت سندی جسد آن حضرت را به فقها و اعیان بغداد نشان داد که ببینند در بدن او اثر زخم یا خفگی نیست. بعد او را در باب التبن در موضعی به نام مقابر قریش ( کاظمین عراق ) دفن کردند. (۱۶)

منابع و مآخذ

۱- منتهی الآمال ، ص ۸۲۰
۲- کامل ابن اثیر ، ج ۶ ص ۱۶۴
۳.۴.۵-حدیقه الشیعه ، باب معجزات امام موسی کاظم علیه السلام
۶- چهل داستان و چهل حدیث از امام موسی کاظم علیه السلام ، عبدالله صالحی
۷- تحف العقول، ص ۳۸۹
۸- حیاه الامام موسى بن جعفر علیه السلام ، ج ۱ ص ۲۸۰
۹- مسند الامام الکاظم علیه السلام، ج ۳ ص ۲۴۹
۱۰- بحارالانوار، ج ۵۷ ص ۳۲۷
۱۱- مسندالامام الکاظم علیه السلام ، ۲ ص ۳۵۷
۱۲- کشف الغمّه، ج ۳ ص ۴۵
۱۳- مسندالامام الکاظم علیه السلام، ج ۱ ص ۴۹۷
۱۴- بحارالانوار، ج ۵۷ ص ۳۱۱
۱۵- بحارالانوار، ج ۵۷ ، ص ۳۱۱
۱۶- سایت اینترنتی ویکی فقه ، به نقل از اربلی ، علی بن عیسی ، کشف الغمه ج۳ ، ص ۴۲

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.