جمشید آذرمی آذر
من اهل ایران آذربایجان شرقی شهرستان بناب روستای چپقلو متولد1352 هستم سواد ابتدائی دارم ! علاقه مند به مطالعه، نوشتن و پژوهش میباشم.

اوصاف مذمومه و خصال ناپسند و بیان پاره ای از آنها

اوصاف مذمومه و خصال ناپسند و بیان پاره ای از آنها در فعلها و صفتهای حرام؛: در مقاله های پیشین راجع به اوصاف حمیده و خصال پسندیده مومنین ، در مورد اخلاق انسانی و اسلامی چیزهائی را بیان نمودیم ، از بین صدها اوصاف حمیده تعدادی را که به نظر مهمتر بودند تحریر نمودیم ، و در معنا و مفهوم هرکدام توضیح مختصری را نیز دادیم ، و در مقاله های مکارم اخلاق و بهترین مردم از نظر ائمه اطهار نیز نکاتی را که مربوط به اوصاف حمیده مومنین است بیان کردیم ، آن سه مقاله مختصری است از مکارم اخلاق اسلامی و انسانی.
اما در این مقاله به بررسی و توضیح اجمالی در پاره ای از اوصاف مذمومه و خصال ناپسند انسانها خواهیم پرداخت ، باشد که در اصلاح اخلاق و خلق و خوی نویسنده و خواننده ثمر بخش بوده باشد،انشاالله.
سیرت و درون باطنی انسانها در زمان تولد و دوران کودکی اش پاک و نورانی است ، مثل زمین بکر و خاک مستعد برای کشاورزی ، که اگر بذر آن اصلاح شده از هر آفت و آب آن نیز شیرین باشد ، حاصل آن زمین چند برابر شده و آنوقت است که توجه هر بیننده را جلب خود خواهد کرد ، و اما اگر بذر آن آلوده به آفات و آب آن نیز شور باشد ، آن زمین حاصلی آنچنانی برای برداشت نخواهد داشت ، و صاحب زمین نیز در رنج و عذاب خواهد بود و از طرف دیگر نگاه به آن زمین برای رهگذران هم خوش آیند نخواهد بود.
انسانها نیز در زمان تولد بکر و پاکیزه هستند که اگر در تربیت آنها از اوصاف حمیده استفاده شود اخلاق آنها نیز نیکو و آراسته به خصال پسندیده انسانی خواهد بود.
اما اگر در تربیت آنها از اوصاف مذمومه و خصال ناپسند استفاده شود آنوقت است که اخلاق آنها نیز آغشته به فعلها و صفتهای حرام ، و آراسته به خصال ناپسند شیطانی خواهد بود.
هنگامی که انسان با افکار بد ، صفات بد ، اخلاق نکوهیده و با فعلهای حرام تربیت شود ، آن افکار در وقت و بی وقت از صاحبش ظهور خواهد کرد و دست به کارهای غیر انسانی و غیر اخلاقی خواهد زد ، اعمال و افکار درونی خود را در زمانهای مختلف و در مکانهای متفاوت آشکار خواهد نمود ، آنموقع است که از طرف وی به دین ، ایمان ، ناموس ، جان و مال دیگران آسیب خواهد رسید.
اخلاق بد و غیر انسانی در ایمان و اعمال آدمی تاثیر بدی را دارد ، و گاهی صاحب خود را از جمع افراد خانواده و جامعه منزوی نموده و در سن بزرکسالی نیز گوشه نشین کرده و به انواع آسیبهای روحی و روانی مبتلا می نماید.
اوصاف مذمومه و خصال ناپسند درست ضد و در مقابل اوصاف حمیده و خصال پسندیده قرار دارد ، عمل به صفات حمیده نوعی تجویز درمانی است برای کسانی که به صفات مذمومه گرفتار شده اند ، و برای رهایی از دام این اخلاق پلید ، باید خودشان را با صلاح نیک انسانی و اسلامی که به نام اوصاف حمیده شناخته می شود مصلح نمایند و به جنگ با او بپردازند، و در اصلاح خود کوشا باشند.

اوصاف مذمومه و خصال ناپسند و بیان پاره ای ازآنها؛

۱- بدعت گذاردن در دین است ، و فرق ندارد که آن دین اسلام باشد یا مسیحیت یا یهودیت و یا هر دینی که از طرف خداوند متعال به وسیله یکی از انبیاء الهی جهت هدایت بشریت می باشد ، که چیزی یا رسمی نو در آن نهادن از شدیدترین محرمات است و گفته اند که هر بدعتی موجب گمراهی است و هر گمراهی راهش به دوزخ است. و بدعت گذاشتن در چیزی که جامعه و زندگی مردم را دچار مشکلات بیهوده سازد و یا مردم را به زحمت اندازد در حالی که در دین ، فرهنگ و ایمان آنها سودی نداشته باشد گناه است.
۲- تابع شدن به هوای نفس اماره است ، یعنی مطیع و بنده شدن به نفسی که چون اسب افسار گسیخته در فرار است و صاحبش بر آن مسلط نیست ، میل نفس و خواهش دل به کامرانی و شهوات را هوا و هوس می نامند. از نظر فلسفی، نفس، شأنی از روح انسان است که مدیریت قوای نفسانی، مانند شهوت و غضب، تن و جنبه های طبیعی انسان را بر عهده دارد ، هوای نفس اماره از آن جهت مذموم است که زمینه ساز انحرافات عملی، اخلاقی و اجتماعی و حتی سبب پدید آمدن بیماری های روانی و بدنی برای انسان می شود و آدمی را به وادی گمراهی، ظلم و گناه می کشاند.
۳- احتکار است ، احتکار در لغت از ریشه «حکر» گرفته شده که به معنای ظلم، عسر، سوء معاشرت آمده است.از نظر حقوقی احتکار، عبارت است از این که کسی کالای مورد احتیاج و ضروری عامه را زیاده از مصرف خود داشته و برای جلوگیری از فروش به دولت یا مردم، پنهان کند. که با گران شدن یا پیدا نبودن آنها عامه مردم در رنج و عذاب باشند، که مهمترین آنها رزق و قوت مردم است؛ مانند : گندم ، جو ، برنج ، روغن ، گوشت و انواع وسائل مورد نیاز برای زندگی که احتکار آنها گناه است که بر احتکار کننده وعده آتش جهنم داده شده است. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: جبرئیل به من خبر داد که در جهنم یک وادی را دیدم که در آن، آتش افروزان و جوشان است. از مالک جهنم پرسیدم اینجا جای کیست؟ گفت: سه طایفه: احتکارکنندگان ، شرابخواران و جاکشها(۱)
۴- استمناء است ، و آن ازگنا هان بزرگ است که بر آن وعده عذاب داده شده است ، و آن بیرون آوردن منی خود است از راه غیر طبیعی ، مانند مالیدن آلت تناسلی به دست یا سایر اعضاء خود یا اعضاء دیگری غیر از همسر است، ارتباطات نامشروع زن با مرد، یا مرد با مرد یا زن با زن برای لذت جنسی و نیز استمناء به هر راهى باشد حرام است. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: ناکِحُ الکَفِّ مَلعونٌ؛ نکاح کننده با دست خود، ملعون است.(۲)
و از حضرت امام صادق علیه السلام در باره استمناء سوال می پرسند و حضرت می فرماید: گناه بزرگی است که خداوند در قرآن کریم از آن نهی فرموده است و استمناء کننده مثل اینست که با خودش نکاح کرده و اگر کسی را که چنین کاری می کند بشناسم ، با او هم خوراک نخواهم شد.
راوی حدیث می پرسد: از کجای قرآن حکم آن فهمیده می شود؟ فرمود: از آیه ۷سوره مومنون ( فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ العَادُونَ ؛ هرکس براى ارضاء غریزه جنسى و لذت‌جوئى جنسى، راهى غیر از ازدواج و ملک یمین طلب کند از طریق مشروع تجاوز کرده است؛
۵- استهزاء است که در اسلام استهزاء و مسخره کردن ‌دیگران از گناهان بزرگ شمرده شده و حرام‌است. و معناى آن این است که انسان کارى کند که موجب تحقیر و اذیت دیگران شود، تا آنجا که گفته اند ، حتّى اگر موجب تحقیر خود شخص هم بشود نیز حرام است؛ زیرا ذلّت خویش نظیر ذلّت دیگران بوده و حرام است.
۶- بی غیرتی است ، که آن را هم از گناهان بزرگ شمرده اند ، و دارا بودن به صفت مذمومه ناپسند بی غیرتی همیشه با بی ناموسی و شهوت پرستی همراه است،غیرت ‌عبارت ‌است ‌از سعى ‌در محافظت‌از امورى‌ مانند دین ‌و آبرو و ناموس و اولاد و اموال و… و بى ‌غیرتى به معناى عدم محافظت از آن امور، است. و گاه به قیادت و دیاثت منجر مى ‌شود. بنابراین بر مؤمن غیرتمند واجب است علاوه بر محافظت از دین و اطرافیان و محارم خود، از امورى ‌که ‌به فساد و یا بى ‌عفّتى آنان منجر مى ‌گردد، پیشگیرى ‌و منع ‌نماید، و نسبت به حفظ‍‌ حجاب و شئونات اخلاقى و اختلاط با نامحرم ‌و رفت و آمد زن و فرزندان تا جایى ‌که ‌منجر به سوءظن ‌و سخت‌گیرى هاى بى ‌مورد نشود، کنترل و مراقبت جدّى داشته باشد.
برای اینکه مقاله به درازا نکشد و خواننده را خسته نکند تعداد دیگری را در رابطه با اوصاف مذمومه به اشاره و با شمردن به اتمام می رسانم و بدون توضیح تحریر می شوند، و آنها عبارتند از:
۷- دنیا دوستی.
۸-نیت به اعمال بد.
۹-کسالت در انجام واجبات.
۱۰-تکبر کردن به عبادت است.
۱۱-افتخار به داشته های خود.
۱۲-خود را در ذلت در آوردن.
۱۳-طمع در مال و ناموس دیگران.
۱۴-کم و کوچک شمردن عبادت است.
۱۵-ندادن یا کم دادن حق کارگر است.
۱۶-گمراه کردن مردم از راه خدا است.
۱۷-گوش دادن به صدا و آواز زن اجنبیه.
۱۸-لغزشهای مردم را به رخ آنها کشیدن.
۱۹-ذلیل نمودن مومن و حقیر شمردن اوست.
۲۰-خوردن مال یتیم است و مال غیر بی اذن او.
۲۱-شناساندن و تبلیغ زن فاحشه در بین مردم است.
۲۲-سخت گیری با مردم بد خلقی در خانواده و جامعه.
۲۳-گوش دادن به سخن دونفر که محرمانه صحبت می کنند.
۲۴-سبک شمردن و ضایع کردن عبادات و روزه و نماز است.
۲۵-اسراف است در آنکه خداوند زیاده روی بر آن را دوست ندارند.
۲۶-بهتان به دیگران است. در چیزهایی که از وی صادر نشده است.
۲۷-مشغول شدن به اسباب لهو است که انسان را از یاد خدا باز دارد.
۲۸-به خشم آوردن خالق است به جهت جلب رضایت مردم حتی والدین خود.
۲۹-کم دادن در ترازو و کم فروشی در متر ، کم کار کردن در کارگری و اداره است.
۳۰-اسرار بر گناه کردن است. که اگر در شخصی باشد نشانه ای از بی خردی و نادانی اوست.
در اوصاف مذمومه بیشتر از اینها هست که شمردن آنها مقاله را به درازا می کشد، و همه اینها از اخلاق بد و اوصاف ناپسند شیطانی هستند که در بعضی اوقات از آدمی نیز صادر می شوند، که در آنصورت صاحبش نیاز به تعمل و تعقل در رفتار خود را دارد و مهمتر از همه احتیاج به درمان به وسیله داروئی چون اوصاف حمیده و اخلاق نیک انسانی دارد.

  • منابع و مآخذ
    ۱- گناهان کبیره ج،۲
    ۲- عوالی اللآلی، ابن ابی جمهور

همچنین بخوانید»

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.