جمشید آذرمی آذر
من اهل ایران آذربایجان شرقی شهرستان بناب روستای چپقلو متولد1352 هستم سواد ابتدائی دارم ! علاقه مند به مطالعه، نوشتن و پژوهش میباشم.

اولیاء خدا و عواقب جسارت به حضرت عباس (ع)؛

 اولیاء خدا : در مقاله های پیشین جامع العلوم راجع به جایگاه ائمۀ اطهار علیهم السلام و اولیاء خدا و توسل جستن به آنها ، یا عاقبت جسارت به آنها نوشته های را در خدمت شما عزیزان داشته ایم . البته توسل نمودن ما به اولیاالله ، یا جسارت نمودن به مقام و نام آنها ، نه از ارزش و مقام آنان در محضر خدا چیزی را می کاهد و نه چیزی به مقام و منزلت آنها می افزاید.بلکه اینکار ها در شکل گیری شخصیت و ارزش انسانی ما تأثیر به سزائی دارد و میتواند هدف و راه ما را به طریقی مشخص و راهنمائی نماید.

حضرت ابوالفضل العباس (ع) 

این بار سخن از سپه سالار عشق ، مفهوم و معنای واژه های : دلاوری ، مردانگی ، شجاعت ، شحامت ، عاشقی ، معرفت ، کمال ، برادری و…. خیلی از اوصاف پسندیده انسانی می باشد.وقتی اوصاف و کمالات عالیه انسانی حضرت ابوالفضل العباس بن علی ابن ابیطالب (ع) را نگاه می کنیم می یابیم که این حضرت لیاقت و کمالات کافی را دارد برای واسطه شدن میان انسان و خداوند متعال ، درست است که حضرت عباس (ع) ابن علی (ع) معصوم نیست ، اما اعمال و کارهای که آنحرت انجام داده است از او یک الگوی به تمام معنای انسانی بوجود آورده است.

در رابطه با کنیه ها و القاب آنحضرت سخن بسیار است و چون هدف در این نوشته بررسی زندگی نامه آنحضرت نیست مباحث کلی در باره آن حضرت را به نوشته های دیگر نگه میداریم ، که انشاالله در نوبت خود به رشته تحریر در خواهیم آورد.

عاقبت جسارت به ابوالفضل العباس (ع)

در کتاب پاداشها و کیفرها : به نقل از کتاب الکلام یجرالکلام می نویسد. چون در زمان پیشین وضع دولت آنقدرها مُرتّب نبود لذا در حمل و نقل مهمات دولتی از مردم نیز کمک می گرفتند ، و از اسب و استر و سایر چهارپایان که در خانه های مردم بود میگرفتند و البته نسبت به بعضیها که زندگی خوبی هم نداشتند تعدّی هم می شد. اتفاقاً بیوه زنی در اردبیل که بچه های یتیمی داشت دارای یک اسب بود که فقط از کرایۀ آن استفاده میکرد و بس.

از قضا روزی از روزها یکی از مأمورین دولت به خانه آن بیوه رفت تا چهارپای او را ببرد ، زن حال روز خود را به همان مأمور گفت ، که شاید مأمور رحمی بکند و چهارپای وی را از آنها نگیرد. مأمور به جبر و زور اسب زن را از خانه بیرون کشید. و زن هر چند التماس کرد آن مأمور گوش نداد ، زن از فرط بیچارگی مجبور شد او را قسم بدهد.

زن گفت : تو را به حضرت ابوالفضل العباس (ع) قسم می دهم مرا بیچاره نکن ، و این اسب را نبر ، مرد مأمور ابداً توجهی نمی کرد و اسب را میکشید ، و زن هم التماس کنان قسم یاد میکرد. تا اینکه مأمور به مقام شامخ حضرت عباس (ع) جسارت کرد. و سوار بر اسب شد تا برود ، هنوز چند قدمی نرفته بود که ، کیفر کردار و جسارت به اولیاء خدا چنان دامنش را گرفت که بطور ناگهانی از اسب به زیر افتاد و فل فور تمام اعضای بدنش سیاه شد و جان داد. و مردم بدن سیاه و بیروح وی را به بازار بردند تا دیگران ببینند و دیگر کسی چنین هوائی نکرده باشد و عبرت آیندگان نیز بشود.

اولیاء خدا و مقام شامخ شهداء کربلاء

خداوند تبارک و تعالی چنان مقام و منزلت بلندی به اولیاء خود و الاالخصوص به شهدای کربلاء داده است که در طول تاریخ به هیچ گروهی یا اشخاصی نداده است. و این همان کرامتی است که حضرت حسین ابن علی (ع) میدید و به آن اعتقاد داشت ، و در وقت شهادت یک یک اصحاب  خود که در کربلا یا قبل آن ( مثال :مسلم ابن عقیل (ع) ) یا بعد کربلا جایگاه آنها را در پیش پروردگار عالم و در بهشت اعلاء به تک تک آنها نشان داده بود ، و ایمان آنها را می ستود.

در ادامه داستان چنین آمده است که ، تمام اهل اردبیل از این قضیه با خبر شدند و حتی بعضی ها هم که عقیده و اعتقاد به کرامت اولیاء خدا را نداشته بودند ، با دیدن این منظره اعتقاد پیدا کردند و آن اسب نیز در میان مردم احترام زیادی پیدا کرد ، و هر وقت قافله ای میخواست حرکت کند بار کوچکی روی آن اسب می گذاشتند و یک بیرق به نام حضرت عباس (ع) روی آن بار می زدند و جلو قافله براه می انداختند، و بعضی از دزدها بپاس احترام به آن پرچم ، متعرض قافله نمی شدند ، و روی همین اصل صاحب آن اسب به نوائی رسیده و زندگی او مرتب شد.

حرف آخر

حرف آخر هم این است که احترام بزرگان دین و اولیاء خدا را داشته باشیم و در آشنائی با آنها سعی و کوشش فراوانی بکار ببریم و اولیاء خدا را در زندگی به الگوهای برای خود داشته باشیم و از اخلاق نیک و انسانی اینها که تماماً صاحب اوصاف و اخلاق نیک بودند بهره ببریم.

همچنین بخوانید »—————————————————————————————————————————-

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.