جمشید آذرمی آذر
من اهل ایران آذربایجان شرقی شهرستان بناب روستای چپقلو متولد1352 هستم سواد ابتدائی دارم ! علاقه مند به مطالعه، نوشتن و پژوهش میباشم.

نقش شیطان در گمراهی برصیصا و پیام آن برای انسانها!؟

برصیصا کیست؟ و چگونه آدمی بود؟ و در چه کاری مشغول بود؟ اینها سوالهایی هستند که دانستن جواب آنها؛ ما را در درگ و فهم مسئله، و چگونه عبرت گرفتن از زندگی و سرگذشت برصیصای عابد که بوسوسه های شیطان برای وی اتفاق افتاد! برای ما آدمها آسان و البته که بهتر خواهد شد.
برصیصا در روایتهای اسلامی از عابدان بنی اسراییلی بود که بعد از ۷۰ سال زندگی آبرومندانه برای خود نام و نشانی کسب کرده بود و در بین مردم به درست کاری و امانتداری معروف بود، و همیشه در انجام اعمال خدا پیش قدم و در عبادت خداوند متعال مشغول بود، با ین که گفتیم وی به عنوان عابد در میان مردم شناخته شده بود! اما به احتمال قوی برصیصای عابد به رشد کمال انسانی در اخلاق فردی نرسیده بود! و برای همین هم تسلیم وسوسه‌های شیطان شد و ابتدا به زنی به امانت در جوار او بود، تجاوز کرد! و پس از آگاهی از کار زشت خود و اطلاع از باردار بودن زن، و حفظ شهرت خود او را به قتل می رساند، و بعد از اینکه اسیر وسوسه های شیطانی می شود! و برای خلاص شدن از آن افتضاحی که با بار آورده سرانجام خدا را هم انکار می کند.
اعتماد بی حد و بی مرز به انسانهای برجسته و نام آشنا، گاهی انسانها را گرفتار بلاهای پیش بینی نشده می نماید، و متاسفانه بعضی از انسانهای برجسته نیز از اعتماد دیگران به خود، سوء استفاده می کنند! همواره در جامعه ها از خیانتهای چون عمل برصیصا ها برای خانواده ها بوجود می آید، و نام شیطان هم به عنوان شخص خاطی در این میان مثل نقل و نبات می چرخد! اما در واقع در همچون گرفتاریها شیطان در مرتبه بعدی قرار دارد! زیرا اعتماد سُست انسانها به یکدیگر باعث این نوع مصیبتها می شود، همانطوری که اعتماد به برصیصا از طرف خانواده آن زن موجب پیش آمد ناگوار گردید .

سفرها و تصمیم های اشتباه باعث بی اخلاقی در جامعه!

زمانی پیش می آید که مدیر یک شرکت یا اداره تصمیم می گیرد که یکی از کارمندان برای ماموریت به مدت نامعلوم یا معلوم به شهر دیگری سفر کنند! در چنین زمانی مدیر می تواند در تصمیم خود: موقعیت، شخصیت و میزان پایبندی کارمند خود را به اخلاق فردی و اجتماعی در نظر داشته باشد، مثلاً کارمند خانم که در خانواده های به حصار کشیده ، و در تنگ نای قرار گرفته زندگی می کند ممکن است در زمان آزادی مطلق و دور از شوهر و خانواده خود دچار لغزش و مرتکب فساد اخلاقی بشود!.
یا کارمند مردی که همواره به دنبال همسر آرایش داده و زیور یافته می باشد، و همسر او هم از چنین نوع پوشش ها دوری می گزیند! چنین مردی چون از خانواده خود دور می شود و با چنین زنانی رو در رو می باشد، یا در نزدیکی خود می بیند، آن هنگام به هر نحوی که ممکن باشد خودش را به او می رساند، و برای این کار به هر ابتکاری هم دست می زند تا شاید غریزه جنسی خود را به انواع مختلف ارضاء نماید! پس چنین شخص ممکن است دچار لغزش و مرتکب فساد اخلاقی بشود.
یکی دیگر از سفرها که ممکن است در آن بعضی از همسفران گرفتار فساد اخلاقی بشوند، سفرهای سیاحتی و گروهی هستند، که در انجام آنها مردها و زنها قاطی همدیگر باشند. و در میان این نوع سفرها از همه نوع آدمها و در انواع مرتبه اخلاقی وجود دارند، که در جمع آنها اگر از شهرهای کوچک، و روستاهای دور افتاده از شهرها باشند، زیادتر از دیگران در معرض خطر هستند؛ خلاصه اینکه برصیصا های عابد نما یا ضعیف النفس در زمانها و مکانهای مختلفی همچون : رستوران ها، کافی شاپ ها، لباس فروشی ها، طلا فروشی ها، هتل ها، میهمان سراها، دانشگاه ها، مدرسه ها، راننده وسائل نقلیه و دیگر جاهایی که برای انجام دادن عمل غیر اخلاقی خود از هیچ اقدامی کم نمی گذارند.

برصیصا و نقل حکایت او!

طبرسى رحمه الله از ابن عباس روایت نموده که: عابدى در بنى اسرائیل بود که او را برصیصا مى‏گفتند. سالها عبادت پروردگار کرد تا آنکه مستجاب الدعوه شد و بیماران و دیوانگان را نزد او مى‏ آوردند و او دعا مى ‏کرد و شفا مى ‏یافتند. پس زنى از اشراف را جنون عارض شد. به نزد او آوردند که دعا کند. و آن زن برادرانى داشت. چون آن زن را نزد او گذاشتند، شیطان او را وسوسه کرد تا عاقبت با او زنا نمود و حامله شد. ترسید که رسوا شود، آن زن را کشت و دفن نمود. پس شیطان به نزد برادران او آمده گفت:
برصیصا با خواهر شما زنا نموده، به جهت رسوائى او را کشته و دفن نموده در فلان موضع. این سخن را به یکدیگر گفتند، خبر منتشر شد تا به سلطان رسید. پس شاه با مردمان به معبد او رفتند و بر آن حال مطلع شدند، و او اقرار نمود که من چنین کردم. پس شاه امر نمود او را بر دار کشیدند. شیطان ممثل شده نزد او آمده گفت: من تو را به این بلیه گرفتار کردم و رسوا نمودم، اگر اطاعت من کنى تو را از کشتن خلاص نمایم. برصیصا گفت: در چه باب اطاعت تو بکنم؟
گفت: مرا سجده کن. عابد گفت: چگونه تو را سجده کنم با این حال؟ گفت: اشاره کن. پس به اشاره سجده نمود براى شیطان و کافر شد. شیطان از او بیزارى جست و او را کشتند، چنانچه آیه شریفه ۱۶ سوره حشر« کَمَثَلِ الشَّیْطانِ إِذْ قالَ لِلْإِنْسانِ اکْفُرْ فَلَمَّا کَفَرَ قالَ إِنِّی بَری‏ءٌ مِنْکَ إِنِّی أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمینَ ؛ ترجمه آیه ( همانند شیطان که به آدمى گفت: کافر شو. چون کافر شد، گفت: من از تو بیزارم. من از خدا، آن پروردگار جهانیان مى‏ترسم.)
» اشاره به این قصه است.

همچنین بخوانید »

 عابد ی که از وسوسه های شیطان گریخت

زن زنا کار در فکر شکار عابد هوشیار!

2 نظرات
  1. Gabriela Showalter می نویسد

    We absolutely love your blog and find the majority of your post’s to be what precisely I’m looking for.
    Do you offer guest writers to write content for you?

    I wouldn’t mind composing a post or elaborating on a lot of the
    subjects you write in relation to here. Again, awesome site!

    1. جمشید آذرمی آذر می نویسد

      من مشکلی ندارم اگر مقاله داشته باشید به نام خودتان منتشر می شود. دوست دارید در مورد چه چیزی بنویسید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.