جمشید آذرمی آذر
من اهل ایران آذربایجان شرقی شهرستان بناب روستای چپقلو متولد1352 هستم سواد ابتدائی دارم ! علاقه مند به مطالعه، نوشتن و پژوهش میباشم.

جایگاه اخلاق در جامعه و خانواده

جایگاه اخلاق در جامعه و خانواده یک مسئله مهم و اساسی است که هر فرد در نوبه خود در ساخت و فراهم نمودن آن نقش بسزایی دارند، هم‌نشینی و معاشرت کردن با مردم قسمت زیادی از اخلاق آدم‌ها را پرورش می‌دهند و می‌سازند، چگونه بودن اخلاق جایگاه انسان‌ها را در جامعه و خانواده مشخص و معلوم می‌کند، اگر اخلاق انسان فاسد باشد حتماً انسان‌های خوب نیز از اطراف وی دور خواهند شد و به‌جای آن انسان‌های از جنس اخلاق بد و فاسد در کنارش لانه خواهند گزید، آن‌ها از برای اینکه صاحب تفکر و اندیشه‌های شیطانی هستند خودشان را از دیگر مردم در رتبه بالاتری می‌بینند و طرف مخالف خود را که صاحبان اندیشه پاک و اخلاق خوب هستند را به مسخره می‌گیرند.
اخلاق خوب مثل آب زلال و روانی است که دائم درحرکت است و ره گذران خود را به‌سوی خود جلب می‌کند تا در کنار یکدیگر با حرف‌ها و فکرهای الهی به آرامش فکری و ذهنی دست یابند، اما اخلاق بد مثل آب گندیده‌ای است که فقط حشرات مضر آن‌هایی که از آب زلال و روان فرار می‌کنند در کنار آن جمع می‌شوند تا داشته‌های خودشان را باهم در میان بگذارند و بعد دوباره بین یکدیگر تقسیم کنند، انسان‌هایی که صاحب اخلاق فاسد هستند خوش‌گذرانی، لهو و لغو را نوعی آزاده اندیشی می‌دانند و گاهی پا را از گلیم خود بیرون می‌کنند و احکام خدا را با نظر خود تفسیر می‌نمایند و حتی گاهی دین و آیین پیامبران خدا را زیر سؤال می‌برند، نمی‌دانند گناه را روی گناه اضافه می‌کنند و در روز قیامت باید جواب این کارها را بدهند.

اخلاق در خانواده

اخلاق در خانواده

جایگاه اخلاق در خانواده آن‌قدر مهم است که اگر مرد خانه به اخلاق خوب و خصال پسندیده آراسته باشد تمام اعضای آن خانواده و افراد زیردست آن مرد، وی را به‌عنوان رهبر و سرپرست واقعی خود قبول خواهند نمود و از عوامر و دستورات وی در جهت آبادانی دین و اوضاع اقتصادی و اجتماعی خانواده اطاعت خواهند نمود. پیامبر خدا (ص) فرمود: چهار چیز دل را مى‏میراند: گناه روى گناه و کثرت صحبت کردن با زنان و جدال با احمق که تو مى‏گویى و او مى‏گوید و هرگز به‌سوی خیر برنمى‏گردد، و هم‌نشینی با مردگان. گفته شد: یا رسول‌الله مردگان کیان‌اند؟ فرمود: هر ثروتمند خوش‌گذران و کام‌جو.(۱)
گناه عملی است که از سوی انسانی که اراده کافی برای ایستادن در مقابل خواهش‌های نفسانی را ندارد صورت می‌گیرد و عملی که در این حال انجام می‌گیرد بااراده و رضایت الهی در تضاد است، با انجام گناه نوعی تاریکی معنوی در نفس انسان ‍‍ظهور می‌کند، آدمى را از خدای متعال که نور آسمان‌ها و زمین است، دور می‌سازد و به‌عبارت‌دیگر، موجب بازماندن وى از کمال عالیه انسانی و قرب به خدا می‌گردد. و اسرار بر گناه خود گناه دیگری است که آدمی را روزبه‌روز از خداوند متعال دورنگه می‌دارد.
تعیین این‌که چه چیزی گناه است و چه چیزی ثواب از طریق کتاب و سنت مقدور است، زیرا در بسیاری از موارد، گناه بودن عملی قابل‌تشخیص عقلانی نیست، شاید عملی که انجام آن ازنظر ما گناه نباشد، اما خدای متعال است که این موارد را به اقتضای علم و حکمت مطلق خود، از طریق وحی و دین به‌وسیله انبیاء الهی، برای بشر بیان نموده است.
جایگاه اخلاق پسندیده انسانی در جامعه‌ای که مردمان آن از هوای نفسشان پیروی کنند رو به تنزل یافتن است، خیانت، لهو و لعب، حرام‌خواری، ربا، پشت نمودن به سنت و آداب بزرگان دین و غیره از اندوخته‌های چنین جوامع است. امام ششم علیه‌السلام فرمود: هواى نفس دشمن عقل و مخالف حق و حقیقت و همراه باطل است. و هوى از شهوات نفسانى نیرو مى‏گیرد. و ریشه علامات و آثار هوى؛ از چهار چیز تولید مى‏شود: ۱- از خوردن مال حرام. ۲- از غفلت کردن در انجام فرایض و تکالیف واجب. ۳- از سستى و مسامحت در بجا آوردن آداب و سنن الهى. ۴- از بی‌باکی در فرورفتن در شهوات نفسانى و لهو و لغو. ((۲)
یکی از مهم‌ترین و آسان‌ترین مسیری که برای نگهداری و حفظ جایگاه اخلاق خوب در رتبه بالاتر، آراسته بودن و زیور یافتن بشر به اوصاف و خصال پسندیده انسان‌های صالح و مومن به خدا است، این مرحله در زندگی بشر اتفاق نمی‌افتد مگر اینکه اول خدای خود دوم خودش را بشناسد. امام صادق علیه‌السلام می‌فرمود: همه علم مردم را در چهار چیز یافتم: اول اینکه پروردگار خود را بشناسى. دوم اینکه بدانى با تو چه کرده (به خلقت موزون و حکیمانه‏ات و نعمت عقل و حواس و ارسال رسل و انزال کتب پى ببرى) سوم اینکه بدانى او از تو چه خواسته است، چهارم اینکه بدانى چه چیز ترا از دینت خارج کند (گناهان و موجبات شرک و ارتداد را بشناسی).(۳)

  • منابع
    ۱- اصول الکافی / ترجمه مصطفوى، ج‏۱، ص: ۶۴
    ۲- مصباح الشریعه / ترجمه مصطفوى ؛ متن ؛ ص۱۶۰
    ۳- -الخصال / ترجمه جعفرى ؛ ج‏۱ ؛ ص۳۳۳
  • همچنین بخوانید»
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.