جمشید آذرمی آذر
من اهل ایران آذربایجان شرقی شهرستان بناب روستای چپقلو متولد1352 هستم سواد ابتدائی دارم ! علاقه مند به مطالعه، نوشتن و پژوهش میباشم.

حمام منجاب کجا است؟

شیخ بهایی در کشکول آورده است، مردی از گنه کاران در حال احتضار بود و جمعی که به دور او جمع شده بودند کلمه طیبه لا اله الا الله را بر وی تلقین می کردند اما او در عوض آن این جمله « چه شد آن زنیکه خسته شده بود و میگفت حمام منجاب در کجا است؟ » را تکرار می کرد.

علت این که موفق به گفتن کلمه شهادت نمیشد این بود که روزی زنی زیبا و عفیف برای رفتن به حمام از خانه خارج شد ولی راه را گم کرد مقدار زیادی راه پیمود و خیلی خسته شد تا اینکه به در خانه همین مرد فاسق رسید و از او سوال کرد حمام منجاب کجا است؟ آن مرد گفت: همین جا حمام  است، البته آن مرد سوء قصد داشت و می خواست آن زن را فریب داده و از خلوت با او استفاده نا مشروع کند.

همینکه زن داخل خانه شد در را بروی او بست، زن فهمید که مرد حیله بکار برده و او را گول زده است، به فکر فرو رفت و با خود اندیشه نمود از اینکه از دست آن مرد فاسق رها شود حیله ای نمود و از خود اظهار اشتیاق و تمایل نشان داده و چنین وانمود کرد که منهم میل به عمل جنسی دارم  و می خواهم با تو هم بستر شوم.

آن زن از این اتفاق بسیار ناراحت و ترسان بود ولی برای اینکه بتواند از این خانه پیش خدای خود رو سفید بیرون رود برای نجات خود گفت، ای مرد من خیلی راه طی کرده ام خسته هستم و از سوی دیگر احتیاج به نظافت دارم، بهتر است تا من مقداری غذا حاضر می کنم تو به بازار بروی و مقداری داروی نظافت تهیه کنی تا من خود را تمیز کرده تا برای جماع آماده شویم.

چون مرد در شوق تجاوز به آن زن بود از حیلت آن زن غافل شد برای تهیه احتیاجات وی از خانه بیرون رفت، همینکه مرد برای خرید به بازار رفت زن فوری از آن خانه خارج شد و خود را نجات داد. همین گناه و مسئله فریب ناموس مردم باعث شده بود که هنگام مرگ کیفر عمل خود را ببیند و از گفتن کلمه طیبه لا اله الا الله محروم باشد این در حالی بود که هنوز دست بسوی جاهای زنانه آن زن دراز نکرده بود.(۱)

  • منابع
  1. کشکول شیخ بهایی ج۱ ص ۲۴۸
  • همچنین بخوانید »

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.