جمشید آذرمی آذر
من اهل ایران آذربایجان شرقی شهرستان بناب روستای چپقلو متولد1352 هستم سواد ابتدائی دارم ! علاقه مند به مطالعه، نوشتن و پژوهش میباشم.

خودپسندی به دوری از مردم و به دوستی با شیطان می انجامد

آنچه در این مقاله خواهید خواند

خودپسندی از اوصاف ناپسند انسان است که صاحب خود را در خانواده و جامعه به فراموشی و نادیده شدن رهبری می کند و عاقبت انسان را به دوستی با شیطان و به بیماری روحی و روانی دچار می کند، انسان های خود رأی همیشه در انزوا هستند، در تصمیم گیریها نیز اکثراً با شکست روبرو می شوند، برای اینکه نظر خود را در بالاترین مرتبه و سازنده تر از دیگران می دانند در هیچ کاری با افراد صاحب نظر و متفکر مشورت نمیکنند و نظر آنها را هر چند بر مصلحت و خیرخواهانه هم باشد با تکبر و به بهانه های مختلفی رد میکنند.

انسان های خود خواه و مغرور اگر که میل در دوستی و هم نشین شدن با مردم را دارند اما به دلیل وجود اخلاق بد در خود موجب دوری سایر مردم از آنها میشود و این امر موجب تنهائی او گشته و نفرت او را نسبت به خویشان و همسایگان و سایر افراد آشنا با او را به دنبال خواهد داشت.

خودپسندی نوعی کمبود شخصیتی است که از تعلیم و تربیت والدین به انسان در کودکی به وجود آمده و در بزرگسالی به رشد نهایی رسیده و خود در به عنوان یک اخلاق زشت و ناپسند نشان می دهد، این خصلت بد انسانی از طریق رفتارهای ناسالم پدر و مادر و دیگر بزرگان خانواده در وجود افراد نا بالغ که درک و فهم کاملی را از رفتارهای خوب و بد انسانها را تشخیص نمیدهند به وجود می آید، و در بزرگ سالی به مرز خطرناکی که بدترین آن دوری از مردم است روزبه روز ظاهر تر می شود.

بعضی از انسانها گاهی اوقات دوست دارند به خاطر یک کار جزئی که انجام داده اند دیگران او را  ستایش کنند و کار او را دهان به دهان بگردانند تا همه مردم از کارهای او آگاهی یابند و آنقدر به این روش اعتماد و ایمان دارند که اگر از طرف دیگران روی ندهد از آنها کینه به دل خواهند گرفت و نسبت به آنها عصبانی خواهند شد.

بنابر این اگر در فکر کسی چنین انتظاری به وجود آید بداند که اخلاق بد خودپسندی در وی هست و باید در ترک آن بکوشد. اعتماد بیجا به خود و همنشینی با انسان های منافق و بیهوده گو، بعد از خانواده دومین طریق در به وجود آمدن خوی خود خواهی در انسان است که اولی در کودکی شکل می گیرد و دومی در بزرگسالی از از شخصی به شخص دیگر انتقال می یابد.

سرانجام انسان خودخواه

اگر بگویم بزرگترین عامل بر تنهائی و دوری گزینی انسان ها در جامعه خود رأی بودن و خودپسندی است اشتباه نکرده ام، انسان های مغرور اگر خودشان دچار اشتباهات فراوان شوند نسبت به کار اشتباه خود اعتراف نمیکنند، یا اگر در حق کسی کوتاهی کرده باشند، و یا اگر حقوق کسی را ضایع نمایند حاضر به عذرخواهی نمیشوند، اما اگر کوچکترین اشتباه و کوتاهی از طرف فرد دیگری نسبت به آنها صورت گیرد به اعتراف و عذرخواهی طرف مقابل بی اعتنایی می کنند، متکبّرانه و حق به جانب با همنوعان خود به کینه ورزی و قهر رو می آورند.

انسان خودپسند به جهت دارا بودن به غرور بیجا در کارهای جمعی که با حضور دیگر مردم به انجام می رسد شرکت نمیکند، و اگر در کاری ایده و طرح از سوی خودش داده نشود با آن کار مخالفت می نماید، از رفتار و گفتار دیگران که اگر به نفع او نباشند عیب جویی خواهد کرد، اینها همه باعث دوری مردم از وی خواهد بود و سبب تنهائی و گوشه گیری وی نیز می باشد.

رفاقت و دوستی مردم با اشخاص مغرور به لحاظ داشتن اخلاق ناپسند رفته رفته کم می شود، تجارت و دیگر کارهای دنیوی در اندازه پایین قرار می گیرد، به جهت اینکه  از اجتماع و مردم کناره می گیرد نعمت های دنیوی و اخروی نیز از چنین انسان دور می شوند، چون انسان های صالح و درستکار خدا از وی دوری کنند شیطان و اشخاصی که صاحب تفکر نا ثواب و فکر های شیطانی هستند با وی هم نشین خواهند بود، بنابر این اخلاق بد خودپسندی بر دنیا و دین او آسیب خواهد زد و چون موریانه به اعمال دینی و به شخصیت باطنی و ظاهری او حمله خواهد نمود و تا از ریشه قطع نکند دست بردار نیست.

درمان خودپسندی

خودشناسی و بازگشت انسان به مبداء آفرینش، بهترین راه و برترین روش در ترک و درمان اخلاق خودپسندی است، اگر انسان بداند برای چه چیزی به دنیا آمده است و آفریننده او صاحب چه مقام عظیمی است و چه قدر نسبت به مخلوقات عالم مهربان و  در مقابل خطاهای آنها با گذشت و بخشنده است، آنگاه او نیز در برابر دیگر انسان ها و همنوعان خود متواضعانه عمل خواهد کرد، و اگر از طرف آنها خطائی نیز روی دهد خواهد بخشید.

دیگر از راه های درمان خودپسندی پرهیزگار بودن در دین و اجتماع است، تمرین تواضع، نماز خواندن و روزه گرفتن، همراه با مردم بودن و شرکت در کارهای که در زندگی مردم اثر مثبت داشته جسم و روح آدمی را چون آب روان، شفاف و زلال می سازد، تا آنجایی که انسان نه تنها در مقابل خداوند متعال بلکه در برابر دیگر همنوعان خود نیز احساس امنیت می کند.

توجه به گناهان یکی دیگر از راه های ترک خودخواهی و خود رأی بودن انسان است، خطاهای که از انسان سر می زند در صورت توبه و پشیمانی مورد عفو و گذشت خداوند متعال است، خدائی که با آن همه اقتدار و قدرت می تواند از گناهان ما بگذرد پس چرا ما انسانها از خطا و گناه یکدیگر گذشت نکنیم و همدیگر را نبخشیم.

راز و نیاز با پروردگار عالم و نماز خواندن و رکوع و سجود به عمل آوردن، چهره به خاک مالیدن بهترین و عالیترین تحصیل تواضع و برترین صلاح جنگی است که انسان می تواند بوسیله آنها با خودپسندی مقابله نماید، رکوع بخشی از تواضع و سجده تمام آن است که انسان به وسیله آن بندگی خود را در محضر دوست به کمال می رساند.

حدیث از امام صادق علیه السلام است که حضرت فرمودند: رکوع نمیکند بنده ای برای خداوند متعال به رکوع حقیقی؛ مگر اینکه خدا او را به نور بهاء خود زینت داده و در سایه عظمت خود ساکن نموده و لباس برگزیدگان خود را به او بپوشاند. خودپسندی
رکوع در مرتبه اول و سجود در مرتبه دوم است، و هر که رکوع را به آن طوری که هست بجا آورد: برای سجده کردن صلاحیت پیدا میکند. و اثر رکوع اظهار ادب است، و سجده موجب قرب است، و هر که نتواند به خوبی‏ عرض ادب کند برای مقام قرب صلاحیت پیدا نمیکند. پس رکوع بجا آور چون رکوع کسی که به قلب خود در مقابل پروردگار متعال خاضع است، و در ظل سلطنت حق ذلیل و خائف است، و جوارح او برای خداوند مطیع و تسلیم است، و پیوسته متواضع و ترسان است از آنچه او را فوت شده است از فوائد و عوائد راکعین.(۱)

  • منابع
  1. مصباح الشریعه / ترجمه مصطفوى، متن، ص: ۶۲
  • همچنین بخوانید »

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.