جمشید آذرمی آذر
من اهل ایران آذربایجان شرقی شهرستان بناب روستای چپقلو متولد1352 هستم سواد ابتدائی دارم ! علاقه مند به مطالعه، نوشتن و پژوهش میباشم.

زندگی چیست؟

زندگی یعنی فاصله ای که انسان یا هر جانداری که از روز تولد تا روز مرگ می گذراند را زندگی می گویند. نحوۀ رشد و تکامل مغز و جسم انسان نسبت به سایر جانداران متفاوت و با اصول خاص شکل می گیرد، تعریف از واژه و کلمۀ زندگی هم به دو نحو انجام می گیرد. زندگی انسانی و حیوانی، و به زندگی معنوی و مادی نیز اشاره می شود.

زندگی معنوی

زندگی معنوی به آن دسته از زندگی انسانی گفته می شود که با اراده به معنویت پروردگار متعال همراه است ، که در چنین زندگی کردن انسانها همواره خودشان را در محضر خداوند متعال می بینند و در کارهای خود رضایت خالق سبحان شرط اعمالشان بوده و حتی نفس کشیدن را هم جزع عنایات پروردگار خود می دانند.

به این نحو که حیات آنها نوعی ارتباط با خداوند متعال، از راه ایمان به خدا، عواطف و انگیزه های الهی و نیز یاری جویی از امدادهای الهی بر اثر قرب به پروردگاراست که آثار عملی آن در جهت بخشی به زندگی و در قالب اخلاق فردی و اجتماعی بروز و ظهور می یابد.
به هر مقدار نگرش دینی و معنوی افراد قوی تر باشد، رضایت زن و مرد نیز در کنار هم بودن افزایش می یابد و هر چقدر اعتقاد به خداوند و دستورات او محکم تر باشد، زندگی زناشویی از ثبات بیشتری برخوردار بوده و آرامش بیشتری در خانواده حاکم خواهد بود.
در زندگی معنوی ، توحید و خداپرستی موجب می شود نگرش فرد به همه هستی و زندگی انسان، هدف دار و معنادار باشد و در رفتارها با انسجام، وحدت رویه و آرامش عمل کند. و زندگی عطر و بوی الهی پیدا کند.

زندگی مادی

 زندگی مادی به آن دسته از زندگی انسانی گفته می شود که انسان به مادی گرائی بیشتر از معنویت بها می دهد. دنیا از نظر شخص مادی گرا یعنی تجارت ، پول ، ثروت ، همراه با حرص و طمع ثروت اندوزی ، در این نوع بینشها اخلاق نیک انسانی و عقل سلیم زیاد قابل توجه نبوده و جایگاهی ندارد. و گاهی  فاقد ارزش اخلاقی نیز می باشد.حسد که بدترین خصلت بشری می باشد حاصل و زایش تفکر مادی گرائی انسانها بوده و است.

 زندگی خوب و زندگی بد

زندگی خوب و معنوی یعنی لذت بردن و کام جوئی از تمامی آفرینش جهان خلقت ، که از طرف آفریننده خلاق و  متعال ، که به ما اجازه استفاده از آنها را صادر کرده است . به نحوی که با عقل سلیم و درک و فهم معنوی نیز همراه باشد هست. البته این به این معنا نیست که آن دسته از انسانهائی که زندگی آنها با معنویت همراه نیست و آسایش خوب و عالی را ندارند ! بلکه زندگانی آنها خالی از معنویت و دور از رنگ الهی می باشد.

و زندگی مادی و حیوانی نیز به نوعی از زندگی گفته می شود که در  درون مایه آن عقلی که به تکامل عالیه رسیده باشد آن زندگی را همراهی نمی نماید و همۀ فکر و ذکر انسانها در چنین زندگانیها به پول و ثروت ، و مفتخر بودن به القاب رنگارنگ دنیوی بوده ، اثر و جایگاه معنویت در چنین زندگیها یا خیلی کم است ، و یا به طور کامل به صفر می رسد.

حیات انسان به معنی فاصلهء میان تولد و مرگ هر جانداری است که قرار است بعداز تولد چند زمانی را در این جهان سپری کند و بعد از آن به جهان دیگری نقل مکان نماید. هر موجود زنده یعنی جاندار  پس از تولد ، شروع به رشد و تکامل مغز و جسم میکند و در نهایت به واسطۀ مرگ در روند آن فاصله می افتد، یعنی بودن و نفس کشیدن در این دنیا که به دنیای فانی نیز مشهور می باشد متوقف می گردد.

برای زنده بودن و زندگی کردن یک جانداری چندین اعمال حیاتی مورد نیاز است که : تنفس مهمترین عامل حیاتی است ، بعد از آن خوردن و آشامیدن از ضروری ترین اعمال مورد نیاز برای آن است. جریان خون ، رشد و نمو ، تولید مثل و غیره … از اعمال حیاتی مشترک بین انسان و بسیاری از موجودات زنده هستند.

هدف از زندگانی

از دیدگاه آفریننده و آفرینش حیات انسان به خودی خود هدف نیست ، بلکه برای به دست آوردن چیزهای دیگر باید زندگی کرد . از نظر اسلام زندگی یک مسیری است برای رسیدن به مقصد نهایی آفرینش که آن راه و هدف ، همان زندگی نهائی و دائمی است ، ولی نه در این دنیا بلکه در جهان دیگر که همان جهان ابدی است.

ایمان و عمل صالح ، دو رکن اصلی و مهم برای نیل به هدف حقیقی زندگی تلقی شده اند. و هدف از  زندگانی معنوی انسان ، رسیدن و بازگشت به حقیقت اصلی خود، یعنی «حقیقت انسان» و روح خدا است.

و خداوند متعال چگونگی و کیفیت رسیدن به این هدف را توسط انبیای الهی برای ما روشن ساخته است. خداوند در کنار عقل که حجت درونی است و در راه رسیدن به هدف زندگی، ما را به کلیاتی رهنمون می کند، انبیا و کتاب های آسمانی را به منظور راهنمایی و معرفی جزئیات این راه، فرستاده است.

که در قرآن کریم سوره رعد آیه ۲۶ می فرماید: اللَّهُ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشَاءُ وَیَقْدِرُ ۚ وَفَرِحُوا بِالْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَمَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا فِی الْآخِرَهِ إِلَّا مَتَاعٌ . خدا هر که را خواهد روزى بسیار دهد یا روزى اندک. و مردم به زندگى دنیا خشنودند، حال آنکه زندگى دنیا در برابر زندگى آخرت جز اندک متاعى نیست.

 عوامل؛ لازمه برای حاکمیت معنویت در زندگانی

چندین عوامل مثبتی که برای داشتن یک زندگانی همراه با معنویت لازم و ضروری است ، و بدون این عوامل داشتن یک زندگی الهی و معنوی ممکن نیست ، ما در این نوشته به طور خلاصه به چندین عنوان ساده و روان در جامع العلوم به شما دوستان عزیز و خوانندگان محترم در قالب جملات کوتاهی بیان می کنیم که امید است مورد توجه خدای مهربان و پسنددر محضر شما عزیزان واقع گردد. انشاالله

  • تقوا مهمترین و اساسی ترین واژۀ برای زندگی است.
  • تقوا در جاده زندگی ، رانندگی صحیح برای رساندن خانواده به سر منزل مقصود و نهائی است.
  • در سبک زندگانی دینی آنچه مهم است این است که معنویت و تقوا در زندگی است.
  • زندگی دنیا به یک جاده شباهت  دارد جاده ای که سرازیری ، سربالایی ، گردنه ، دارای سطح صاف و ناصاف دارد ، و پلیس این جاده نیز خداست.
  • گاهی زندگی انسان در سربالایی و سرازیری قرار می گیرد ، و باید با تقوا مشکلات و سختی ها را تحمل و بر آنها غلبه نماید.
  • تقوا در زندگی ناظر به این مطلب است که خدا را مراقب بر اعمال خود بدانیم و خدا ترس باشیم.
  • هرکس قرآن زیاد بخواند عمرش برکت می یابد و خیر و برکت بر زندگی اش حاکم میشود.
  • توصیه و تاکید قرآن بر رعایت نکات اخلاقی برای سلامتی روح و روان آدمی است ، و همواره باید با قرائت قرآن کریم خود را متصل به علم بی منتهایی کرده تا سالم زندگی کنیم.
  • قرآن به عنوان یک کتاب آری از هر عیب و به عنوان فرهنگستان مسلمانان و معجزه الهی بوده و قرآن کریم برای تمام مردم جهان الگوی صحیح زندگیرا آموخته است.
  • لازمه بهره بردن از زیبائیهای جهان آخرت رشد و تکامل فکری و معنوی در این دنیا است.
  • همانگونه که در رحم مادر باید وسائل آسایش انسان در این دنیا که همان اعضاء و جوارح است کامل شود ، لازم است برای آسایش و آرامش در آخرت نیز وسائل و نیازهای لازمه مخصوص آن دنیا که اعمال صالحه است را نیز در این دنیا فراهم نمائیم.

حرف آخر

حیات و آسایش بشر بر دو گونه است: یکى حیات مادى و حیوانى که آثار آن عبارتند از: تغذیه، تولید مثل، تنفس و حرکت. این نوع زندگى را همه حیوانات هم دارند، اگر انسان حیات و هدف از آفرینش را چنین معنا کند و به آن بسنده کند، آنوقت یک زندگانی پست و حیوانى خواهد داشت، هر چند که از لحاظ تنوع و را حتى به عالیترین نوع آن برسد.
نوع دوم از معنی حیات انسان، همان زندگى معنوى و روحى است که اختصاص به بعضى از انسانهای مذهبی و معنوی دارد! و آنها بیشتر از گروه اول شایسته مقام انسانى هستند و کسب چنین رتبه در دنیا در پرتو دین، مذهب، اعتقاد، وحى آسمانى و پیمودن رتبه ‏هاى عالى تکامل و معرفت انسانی به دست مى ‏آید.

پیامبران همواره انسان را به سوى چنین مفهومى از حیات دنیوی دعوت کرده‏ اند و خواسته ‏اند انسان به مقامى که لایق اوست برسد. چنین زندگانی مرگ ندارد؛ چون انسان اگر هم بمیرد باز زنده است، و فقط از نظر مکانی جای عوض می کند.

همچنین بخوانید »—————————————————————————————————————————-

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.