جمشید آذرمی آذر
من اهل ایران آذربایجان شرقی شهرستان بناب روستای چپقلو متولد1352 هستم سواد ابتدائی دارم ! علاقه مند به مطالعه، نوشتن و پژوهش میباشم.

سوغات کربلا

سوغات کربلا ؛ بهترین سوغات کربلا کفنش بود! :یکی از بهترین و بزرگترین آرزوهای که شیعیان اهل بیت علیهم السلام همیشه با خود دارند سفر به عتبات عالیات و زیارت مرقد مطهر چهارده معصوم علیهم السلام می باشد،که در این میان سفر به کربلای معلا از بزرگترین و پر فضیلت ترین سفرهاست که بعد از خانه خدا فکر هر شیعۀ عاشق را به خود مشغول می کند.در این سفر مقدس و رویائی بعد از زیارت عتبات عالیات کربلا،نجف،سامرا،کاظمین و دیگر مکانهای مقدس و شریف اولین چیزی که به ذهن هر مسافر می رسد خرید سوغات  است.

سوغاتی که یک شیعۀ معتقد به شفاعت اهل بیت علیهم السلام با دیگر کسان مسافر یا گردشگر تفاوت زیادی دارد،اولین سوغاتی که در ذهن مسافر به کربلای معلا می گذرد خرید کفن آخرت و مالیدن آن به خاک و غبار مرقد مطهر امام شهیدان حضرت امام حسین علیه السلام است.شک و تردید نکنید که این اولین و بزرگترین سوغات زائر کربلاست! و این هدیه معشوق به عاشق خود است! آری این بزرگترین سوغات کربلا است که یک زائر همیشه در آرزوی آن بوده و است.در خریدن این یک قلم سوغاتی تیب و مقام  منصب آدمها زیاد مهم نیست که در چه سطحی هستند، یک دهاتی است یا یک شهری دانشگاهی است یا بیسواد مهم این است که سعی میشود همیشه اینگونه سوغاتیها از مال حلال و حتی بدون داشتن ریالی شبهه در آن خریداری شود.

کفن کربلا فقط یک پارچه یا سوغات ساده نیست!؟ بلکه این پارچه قرار است در بخچه ای مخصوص پیچیده شود و هر از گاهی باز شود و صاحبش را به یاد شهدای کربلا و حساب کتاب روز قامت مشغول و یاد آور سازد.این کفن همیشه با تربت امام حسین (ع) و با خطاطی خط مقدس آیه الکرسی و زیارت نامه امام حسین علیه السلام  تبرک شده است، قرار است صاحب خود را از فشار قبر و آتش عذاب قیامت حفظ نماید.البته که برای مسلمان و شیعۀ اهل بیت علیهم السلام انشاالله عذابی نیست چون شخص مسلمان و شیعۀ خالص همیشه در اطاعت بر اوامر پروردگار خود صادق بوده و به دستورات دین مقدس اسلام عمل کننده و اطاعت می نماید و همیشه راه رو صراط مستقیم الهی می باشد.

سوغات کربلا ،کارگری که با دو کفن کربلا دفن شد!

بهترین سوغات کربلا کفنش بود! :کارگری خلیل نام از صفر کربلا برای خودش کفنی به سوغاتی آورده بود. همیشه آرزو داشت و می گفت مرا با این کفن دفن کنید،کربلائی خلیل آن کفن را بسیار دوست میداشت زیرا آن کفن با خاک و تربت سید الشهدا پیوند خورده بود،و آن تربت تنها تربتی هست که علماء خوردنش را به قصد شفا حلال می دانند.تنها خاکی که از نظر شیعه مقدس و عزیز است و واستۀ ستایش بین انسان و خداوند متعال نیز می باشد.از نظر کربلائی خلیل آن کفن که به خاک مزار امام حسین علیه السلام مالیده شده بود،شفاعت می کرد او را در پیشگاه خداوند از گناهانش .

آن روزی که کربلائی خلیل درگذشت،و جان خود را به جان آفرین تسلیم کرد با عده ای از اهالی روستا جنازه وی را برای تطهیر و غسل کفن به غسالخانه شهر بردیم،بعداز غسل میت نوبت به کفن رسید،غساله پرسید آیا برای این مرد کفن آورده اید؟همۀ ما بیاد آوردیم که وی کفنی داشت و ما نیاورده ایم!گفتیم چه بد شد این مرد آرزو داشت با کفنی که از کربلای معلا آورده بود کفن شود.

همین جا بود که غساله گفت:خوشا به حال این مرد که کفنی از کربلا نصیبش شد،گفتیم درست است، این مرد هم برای خودش کفنی از کربلا داشت متأسفانه ما یادمان رفته و نیاوردیم! مرد غسال گفت: دیروز عصر مردی پیشم آمد، و کفنی را که سوغات کربلا بود به من داد و سفارش کرد که اولین مرده ای که به اینجا می آورند در همین کفن که از کربلا آورده بود کفن کنم! و اینک این مرد اولین مرده است که در به اینجا آورده اید.

مرد غسال او را کفن کرد و ماهم خوشحال بودیم از اینکه کربلائی خلیل به آرزویش رسید. وقتی او را به روستا آوردیم تا نمازش را بجا آوریم خانواده اش کفنی را که خودش از کربلا آورده بود آوردند،و کفنی که خودش  به عنوان سوغات کربلا آورده بود بر روی کفن قبلی بستیم ،تا اینکه کارگر زحمت کش شیعۀ امام حسین (ع) با دو کفن کربلا دفن شود.در این رازی است از رازهای شیعه بودن به امام حسین علیه السلام.!

حرف آخر

امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ مَنْ کَانَ کَفَنُهُ مَعَهُ فِی بَیْتِهِ لَمْ یُکْتَبْ مِنَ الْغَافِلِینَ وَ کَانَ مَأْجُوراً کُلَّمَا نَظَرَ إِلَیْه»(۱)«هر کس کفنش را در خانه‌اش داشته باشد، نام او جزو غافلان نوشته نمی‌شود؛ و هرگاه که بدان نگاه کند ثواب و پاداش خواهد داشت»
سید ابن طاووس درباره آماده کردن کفن و نگاه کردن به آن‏ می‌گوید: «گفته نشود که آماده کردن کفن پیش از مرگ، از ائمّه – علیهم أفضل السلام ‏- روایت نشده است؛ زیرا این مطلب در روایات موجود است، چنان‌که مستحب است انسان علاوه بر آماده کردن کفن، در حال حیات گاه گاهى به آن نگاه کند. من نیز گاه گاهى کفن خویش را بیرون می‌آورم و نیک بدان می‌نگرم، به گونه‌اى که گویى می‌بینم: مرا در آن پیچیده‌اند و من در پیشگاه حضرت حقّ قرار دارم و بر خداوند – جلّ جلاله- عرضه نموده‌اند.(۲)

منابع و مآخذ
۱-فلاح السائل و نجاح المسائل، ص ۷۲
۲-فلاح السائل و نجاح المسائل، ص ۷۱

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.