جمشید آذرمی آذر
من اهل ایران آذربایجان شرقی شهرستان بناب روستای چپقلو متولد1352 هستم سواد ابتدائی دارم ! علاقه مند به مطالعه، نوشتن و پژوهش میباشم.

شرف انسان به سخاوت در زندگی و اخلاص در عمل است.

شرف و فضیلت انسان گوهری است طاهر و پاک که از سوی خداوند متعال و از طریق روی آوردن انسان به اعمال صالح و خدا پسندانه در وجود باطنی او اندوخته می شود و از طریق نور ایمان و معرفت انسانی که در مراحل مختلف خود را نشان می دهد از اوصاف و خصال پسندیده مومنین است.

مقام و کرامات حقیقی انسان در ساخت و بنا کردن مدرسه، مسجد، حمام و یا برگزاری سفره های رنگین که انسانهای صاحب منصب دور آن جمع شده باشند، و از افراد مستمند و ضعیف خبری نباشد بدست نمی آید، اگر انسان شرف و فضیلت خود را به طور ظاهری و به وسیله مال و یا با انجام اعمالی که در چشم مردم دیده شود جمع آوری کند بوسیله یک اشتباه کوچک می تواند از بین برود.

مقام و منزلت انسان در اخلاص عمل است، کاری که برای مردم و در جهت آسایش آنها انجام گیرد، به خاطر رضای خداوند و جهت تقویت ایمان و تقوای الهی  در مسیر و اهداف به کمال رساندن روح سرکش خود باشد نه تنها با یک اشتباه بلکه اگر تمام مردمان بخواهند شرف و منزلت انسانی او را خراب کنند باز هم نمی توانند. زیرا پشت تمام اعمال او نیرویی به نام ایمان با ستونهای از جنس تقوا و پرهیزکاری وجود دارد که همیشه مواظب رفتار و کردار او هستند.

در اخبار شرف و فضیلت بسیار برای اشخاصی که به نماز شب مداومت می نمایند، صله رحم می کنند، در خلوت و به دور از چشم مردم به نیاز نیازمندان رسیدگی می کنند وجود دارد، صاحب کتاب اسرار معراج پیامبر اسلام به نقل از لالی الاخبار نقل نموده است که حضرت صادق علیه السلام فرمودند: یک فرزندی که انسان جلو بفرستد از برای او بهتر است از هفتاد فرزندی که از او باقی بماند و تمام آنها سوار  اسب شوند و در راه خدا جهاد نمایند.

و در همان کتاب به روایت از کتاب ثواب الاعمال از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که حضرت فرموند: نماز شب صورت را نورانی و با طراوت می نماید و اخلاق را نیکو می کند و بوی بدن را خوش می گرداند، روزی را زیاد می کند و غم را از دل می برد و چشم را جلا می دهد.

و دیگر از موجبات تحصیل شرف و فضیلت انسان سلام کردن است، تحصیل علم کردن است، اخلاق خوش داشتن است، طهارت از جنابت نمودن است، در محراب عبادت صورت به خاک مالیدن  راز و نیاز با خدا کردن و روزه گرفتن است و دیگر اینکه مهمان را عزیز شمردن و خوب پذیرائی کردن است.

 پذیرائی از مهمان به شرف انسان می افزاید.

دیگر از موجبات تحصیل شرف و منزلت در رتبه عالی غذا دادن به افراد نیازمند و اطعام آنها از برای خدا است، در اخبار و روایات فضیلت زیاد برای آن وارد شده است. در کافی از حضرت سجاد علیه السلام نقل شده که حضرت فرمودند: کسی که سیر کند مومنی را از گرسنگی خداوند به او از میوه های بهشتی به خوراند و کسی که سیراب نماید مومنی را از تشنگی خداوند او را از رحیق مختوم سیراب نماید.

در جلد ۲۶ تفسیر نمونه چنین است؛ غالب مفسران رحیق را به معنی شراب خالص گرفته اند، شرابی که هیچگونه غش و ناخالصی و آلودگی در آن وجود ندارد، و تعبیر به مختوم که در فارسی امروز به جای آن از کلمه در بسته و پلمپ شده به کار می رود، نیز تاکیدی بر خلوص و پاکی و دست نخوردگی آن است.

و نیز در کافی از حضرت امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: اگر من یک نفر از برادران دینی خود را از گرسنگی سیر نمایم نزد من بهتر است از آنکه به بازار بروم و بنده ای خریده آزاد نمایم. و دیگر فرمودند: من چیزی را در ثواب و اجر مثل زیارت مومن نمیدانم مگر سیر کردن او را از گرسنگی زیرا کسی که مومنی را غذا بدهد بر خدا لازم است که او را از غذاهای بهشتی اطعام نماید.

در ارشاد القلوب از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده که حضرت فرمودند: کسی که از مهمان پذیرائی کند مثل آنستکه هفتاد پیغمبر را اکرام نموده باشد و کسی که یک درهم صرف مهمان کند مثل آن است که هزار هزار دینار در راه خیر صرف نماید.

گویند جناب ابراهیم خلیل الرحمن بدون میهمان غذا نمیخورد و برای همین هم او را ابوالضیفان میگفتند و مخصوصاً در پنج فرسخی شام زندگی می کرد برای آنکه مسافرین که یک منزل از شام دور می شدند در آنجا منزل کنند تا حضرت ابراهیم علیه السلام از آنها میهمانی و پذیرائی نماید.

حدیث از پیغمبر اسلام است که حضرت فرمود: من کان یومن بالله والیوم الاخر فلیکرم ضیفه؛ یعنی کسی که ایمان بخدا و روز قیامت دارد از میهمان خود پذیرائی میکند. و به علی علیه السام سفارش می کرد: هرگاه مهمانی برای تو برسد نعمتی است که خدا او را فرستاده تا موجب آمرزش گناهان تو گردد.

در کتاب اسرار معراج است که حضرت امام امیرالمومنین علیه السلام میفرمودند: من از دنیای شما از سه چیز خرسند می باشم پذیرائی از مهمان و روزه گرفتن در تابستان و شمشیر زدن در میدان جنگ از برای دفع دشمنان دین. و لذا هر وقت مهمانی بر آن جناب وارد میشد خود حضرت متصدی خدمت گزاری او می گردیدند و دست مهمان خود را می شستند.

و نیز در آن کتاب است که روزی از جبین حضرت آثار حزن و اندوه دیده شد و چشم آن جناب را گریان دیدند جهت را از آن جناب سئوال کردند فرمود هفت روز است که خدا هدیه خود را از برای من نفرستاده و نمیدانم از من چه خلافی ظاهر گردیده که خداوند هدیه خود را از من دریغ نموده است.

  • همچنین بخوانید»
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.