جمشید آذرمی آذر
من اهل ایران آذربایجان شرقی شهرستان بناب روستای چپقلو متولد1352 هستم سواد ابتدائی دارم ! علاقه مند به مطالعه، نوشتن و پژوهش میباشم.

علم و دانش حقیقی در چیست؟

علم و دانش حقیقی یعنی  خدا را شناختن ، نعمت های خدا را شناختن و بدرستی درک نمودن ، وظیفه خود را در برابر نعمت های خدا دانستن ، خطرات و آسیبهائی که از طرف شیطان و خواهش های نفس اماره بر دین و آسایش انسان ضرر می رساند را دانستن است. نفس اماره همان هویت حیوانی انسان است که در شهوت و امیال نفسانی خلاصه می شود.

بنابر این انسان عاقل و آگاه باید متوجه شود که علم و دانش تنها در مدرک کاغذی خلاصه نمی شود. بلکه با روی آوردن به خصال و اوصاف پاک و پسندیده انسانی و در معرفت به خداوند متعال داشتن به دست می آید و با پرهیزکاری و تقوا به تکامل نهایی می رسد.

دانش ریاضی ، فیزیک ، مهندسی ، شیمی ، پزشکی ، فضا نوردی ، دانش در صنعت و غیره.. نیاز لازمه مردم برای بهتر زیستن بوده و است و بدون آنها اجتماع و جامعه بشریت در بحران فقر و فلاکت دچار خواهد شد ، اما اگر همان علم و دانشی که مورد نیاز جامعه و مردم است بدون توجه به خدا و دین او باشد، آنگاه خود آن علم ها و دانش ها موجب بوجود آمدن خطرات و بلاهای بیشماری برای انسان و جامعه آنها خواهند بود.

علم و دانش اگر بدون خدا باشد صلاح هسته ای می سازد که در کشتارهای جمعی کاربرد دارد، علم اگر بدون خدا باشد صاحبان خود را به قدرت های افسار گسیخه تبدیل می کند تا در رقابت با رقبای خود قشر ضعیف جامعه را در زیر چگمه های خود نابود خواهند ساخت ، و در گسترش اخلاق مذمومه و خصال ناپسند انسانی فعال خواهند بود.

انبیاء و اولیاء الهی آمده اند تا علم و دانش حقیقی را از سر چشمه آن یعنی خداوند متعال به سوی انسانها رهبری و هدایت نمایند، آری خلاصه علم و دانشها در معرفت به خداوند متعال است، که خلاصه می شوند در: ایمان به خدا ، ایمان به انبیاء الهی ، پرهیزکاری ، ادب ، معرفت ، محبت به مردم ، احترام به بزرگان ، دوری جستن از گناه ، روی آوردن به رزق حلال ، قناعت بر داشته های خود ، در فرمان خدا بودن ، در مال و ناموس دیگران طمع نداشتن ، به ناموس خود غیرت داشتن و خیلی از نکته ها و اوصاف خوب دیگر که شمارش آنها در این مقاله به درازا می انجامد.

خلاصه علم و دانش را در این چند چیز یافتم.

  1. تا راست به اتمام نرسیده دروغ نگویم.
  2. تا حلال تمام نشود ، دست به حرام دراز نکنم.
  3. تا از تفتیش نفس خود فارغ نشوم ، به جستجوی عیوب مردم نپردازم.
  4. تا خزانه رزق خالق به آخر نرسد ، به دَرِ هیچ مخلوقی التجا نبرم.
  5. تا قدم به بهشت ننهم ، از کید شیطان و نفس اماره ، غافل نباشم.
  6. تا مکتب علم و دانش بر قرار است ، روی از جهل و نادانی بر گردانم.
  7. تا صبر و شکیبائی است ، جواب نادان را با نادانی پاسخ ندهم ، و جواب هیچ دشنامی را به دشنام ندهم.
  8. تا زمانی که گذشت و بخشش هست ، در دل خود کینه را جای ندهم.
  9. قناعت کنم بر آنچه در دنیا بدست من است ، تا در پیش دارندگان ثروت به خواری مبتلا نشوم.
  10. بندگی خدا را بکنم ، تا در پیش دیگران آزاده باشم.
  11. از ظلم مردم در حقم گذشت کنم ، تا به عفو و بخشش خداوند یگانه امیدوار باشم.
  12. از گناهان کوچگ و نا چیز مواظبت نمایم ، تا در گناهان بزرگ گرفتار نشوم.
  13. خمیر مایه علم و دانش را تقوا و پرهیزکاری انتخاب کنم ، تا مردم از علم و دانش من به فساد مبتلا نشوند.
  14. طمع در مال و ناموس مردم نکنم ، تا شیطان در دین من طمع نکند.
  15. اگر کسی بر من بدی انجام دهد ، و بعد عذر خواهی کند عذرش را بپذیرم ، تا خدای متعال نیز در موقع عذر خواهی عذرم را بپذیرد.
  16.  با مردم دوست و مهربان باشم ، تا عداوتشان بر من روا نبشد حتی که یک نفر از ایشان.
  17. دوست داشته باشم از برای مردم آنچه را که از برای خود دوست داشته باشم.
  18. و مهم ترین از آنها اینکه به مکارم اخلاق و اوصاف پسندیده انسانهای بزرگ و وارسته آراسته باشم ، تا در دام اوصاف مذمومه که دنیا و آخرت آدمی را به تباهی می کشند گرفتار نباشم.

همچنین بخوانید »

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.