جمشید آذرمی آذر
من اهل ایران آذربایجان شرقی شهرستان بناب روستای چپقلو متولد1352 هستم سواد ابتدائی دارم ! علاقه مند به مطالعه، نوشتن و پژوهش میباشم.

مرغی که همیشه در ذکر خدا بود

مرغی که در ذکر خدا مشغول بود و از ذکر یار لذّت می برد! در کتاب بحرالمعارف به نقل از لئالی الاخبار آورده است که ، حضرت موسی علیه السلام عرض کرد خداوندا میخواهم به بینم آنمخلوق تو را که خود را خالص نموده از برای ذکر تو و جز در طاعت و ذکر تو ذکری ندارد؟ خطاب رسید ای موسی بیرون از شهر خود و در کنار فلان دریا برو تا بتو بنمایانم آنکه را که خواهی.

پس آنحضرت بیرون از شهر رفت تا به کنار آن دریا رسید ، دید درختی در در کنار آن در است و مرغی بر شاخۀ آن درخت که بسوی آن دریا میل نموده و گج شده است نشسته و مشغول به ذکر خداوند یکتا است ، پس حضرت از آن مرغ حالاتش را سوال نمود ، آن مرغ عرض کرد از آنوقتی که خداوند متعال مرا خلقت فرموده من در شاخۀ درخت مشغول به عبادت و در ذکر او هستم.

خدای خود را چنان ذکر می نمایم که از هر ذکر من منشعب میشود هزار ذکر ، و قوت و غذای من لذّت ذکر باریتعالی است ، آن حضرت از او سوال نمود که آیا از آنچه در دنیا یافت می شود و تمامی پرندگان جملگی از آنها استفاده می کنند آرزو داری چیزی را ؟ عرض کرد نه ، بعد فرمود یا موسی ، یک آرزو در قلب خود دارم ، حضرت فرمود آن آرزو چیست؟ عرض کرد آن اینست که یک قطره از آب دریا بیاشامم.

موسی علیه السلام تعجّب نمود و گفت: ای مرغ میان منقار تو و آب دریا چندان مسافتی نیست چرا منقار خود را به آب دریا نمی رسانی؟ مرغ عرض کرد میترسم لذّت آن آب از ذکر پروردگارم باز دارد ، و در آن لحظه ای که آب مینوشم از ذکر یار باز مانم ، پس موسی علیه السلام از روی تعجّب دو دست خود را بر سر زد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.