جمشید آذرمی آذر
من اهل ایران آذربایجان شرقی شهرستان بناب روستای چپقلو متولد1352 هستم سواد ابتدائی دارم ! علاقه مند به مطالعه، نوشتن و پژوهش میباشم.

گناه کوچک مقدمه ای برای انجام گناه بزرگ است!

گناه یعنی انجام دادن عملی است که با شرع و احکام خداوند متعال نا همسانی داشته باشد، عمل کردن در اعمالی که خدا انجام آنها را برای بشر حرام یا مکروه فرموده است، تعیین انواع حرام ها و حلال ها را نیز خداوند به وسیله پیامبران و اولیاء خاص خود در قالب دین بیان می نماید.

هنگامی که انسان با یکی از احکام خدا مخالفت می کند، خواسته یا ناخواسته به مخالفت با خالق یکتای جهان آفرین بر می خیزد و در مقابل دستورهای خدا تمکین نمی نماید، بنابر این خواسته های هوس آلود خود را مقدم بر حکم خداوند یکتا می داند.

انسانی که عادت به گناه کردن کرده است ، و از خدای خود هم هیچ گونه حیاء و شرمی نمی کند نفس او به  اسبی می ماند که در بیابانها زندگی می کند و در هر کجای صحرا که موقعیتش پیش آید می چرد، و به هیچ کس هم سواری نمی دهد به چنین اسبی اسب وحشی می گویند و هر چه قدر هم که زیبا و شکیل باشد به اندازه سکه سیاهی هم ارزش و اعتبار ندارد. اما اسبی که رام باشد و به صاحبش سواری دهد پیش صاحبش و انسانهای خبره در دامداری و دامپروری ارزش و اعتبار خاص خود را دارد.

بنابراین اگر میل انسان به باطل و خواهش های نفسانی او در مسیر غلط باشد و از طرف صاحبش کنترل نشود، و به هر جای که موقعیتش پیش آید مثال اسب وحشی به چراگاه های مختلفی سر بزند! آنگاه صاحبش را در  گناه گرفتار کرده و بسوی ظلمت ها خواهد برد، آنگاه چنین انسانی به سکه سیاحی نمی ارزد.

گناه مثل علف حرز است که اگر از طرف باغبان کنترل نشود باغ او به وسیله آفتها از بین خواهد رفت، همان طوری که یک کشاورز سیفی کار نباید به علفهای حرز حتی که کوچک باشند فرست رشد بدهد، انسان عاقل هم نباید حتی در فکر و ذهنش به گناه کردن بیاندیشد، البته که گناه هر چقدر هم کوچک باشد مثل علف حرز است که اگر مبارزه نشود دین و ایمان آدمی را تباه می کند و به گناه کبیره منتهی می شود.

گناه در هر زمان و در هر مکانی که باشد کثیف است و انسان را به زخمت می اندازد ، آبروی او را به خطرات مختلفی تهدید می کند ، موقعیت شغلی و اجتماعی خود و خانواده اش را به زحمت می افکند، اما با این همه شیطان گناه را در نظر گناه کننده زیبا و آرایش یافته مجسم می نماید تا شخص میل و رغبت خود را نسبت به کارهای قبیح و ناپسند بیشتر نشان بدهد.

مبداء و مقصد اصلی گناه

مبداء اصلی گناه چشم انسان است و مقصد نهایی آن میل و آرزوی اوست که اگر دل ببیند و بپسند میل انسان در آرزوی رسیدن به آن است، بنابر این این دو سرمنشاءاصلی گناهان هستند که آدمیان اکثراً در کنترل این دو ضعیف هستند که البته اولی از دومی خطرناک است.

بابا طاهر همدانی سرود:

ز دست و دیده و دل هر دو فریاد     که هر چه دیده بیند دل کند یاد

بسازم خنجری نیشش ز فولاد        زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

آورده اند که حضرت عیسی مسیح علیه السلام به حواریون خود می فرمودند: اگر برادرم موسی علیه السلام به قوم خود می فرمود: گناه نکنید من به شما سفارش می کنم که حتی فکر گناه کردن هم نکنید، از این سخن حضرت عیسی علیه السلام معلوم می شود که فکر به گناه و کارهای ناثواب آدمی را تشویق به کارهای حرام می کند، و راه گچ نیز عاقبت به منازل گچ و ویرانه ها منجر می شود، و همیشه گناه نکردن بهتر از آن است که به گناهی مبتلا شوی و بعد از آن توبه کنی یا پشیمان شوی.

انواع گناه

گناه بر دو نوع است گناهان کبیره یعنی بزرگ و گناهان صغیره یعنی کوچک ، که انسان ها اکثراً از انجام گناه صغیره در گناه کبیره گرفتار می شوند. دین جاده ای است که با قوانین و مقررات خواص به خود را دارد . مسافران  خود را با توجه به اطلاعاتی که از مقررات حاکم بر آن را دارا می باشند به مقصد نهایی می رساند، این مقررات شامل چراغهای قرمز، زرد و سبز می باشند.

چراغ قرمز: یعنی عبور از آن گناه کبیره است.

آری دین نیز برای مسافران و همسفران خود مقررات و قوانینی دارد که تابعان آنها باید به آنها احترام بگذارند و این حرام و حلالها در همه دینها به طریق مختلفی بیان شده اند، و از نظر عموم مردم نیز حرامها به صورت قبیح و حلالها نیز به گونه پسندیده مورد پذیرش می باشند. و از طرف شرع مقدس نیر  ورود به آنها سرانجامشان به بیراهه و جهنم ختم می شود و از کارهای شیطانی به حساب می آیند. که عبارتند از:

  1. شرک به خدا.
  2. نا امیدی از رحمت خدای متعال.
  3. ایمنی از مکر و عقاب خدا.
  4. دروغ.
  5. آدم کشی.
  6. عاق پدر و مادر شدن.
  7. خوردن مال یتیم به ستم.
  8. دروغ بستن به خدا یا رسول خدا و یا به اوصیاء او.
  9. فرار از جنگ.
  10. قطع رحم.
  11. سحر و جادوگری.
  12. زنا.
  13. لواط.
  14. دزدی.
  15. نسبت زنا دادن به زنان پاکدامن.
  16. کتمان شهادت.
  17. شکستن عهد و پیمان.
  18. شهادت به ناحق دادن.
  19. مصرف نوشیدنی های مست کننده که عقل انسان را از بین ببرد.
  20. ربا خوردن.
  21. سحت ( یعنی بهای چیزهای حرام و مزد کارهای حرام )
  22. قمار.
  23. خوردن گوشت مردار و خوک و خون و گوشت هر حیوانی که هنگام ذبح نام غیر خدا بر آن برده نباشند، مگر آنکه ضرورت خوردن این چند چیز را ایجاب کند.
  24. کم فروشی در متر و انداز یا چیزهای دیگر.
  25. رفتن و مهاجرت به مکانی که در آن جا انجام وظایف دینی میسر نیست.
  26. ظالم را در ظلمش کمک کردن.
  27. به کمک و پشتیبانی ظالم اعتماد داشتن.
  28. حقوق دیگران را بدون هیچ عذری نگهداشتن.
  29. قسم دروغ.
  30. تکبر.
  31. اسراف.
  32. خیانت در امانت.
  33. غیبت.
  34. ترک نماز و روزه به دون عذر شرعی.
  35. ندادن زکات.
  36. استمناء.
  37. اسرار بر گناه کوچک.

چراغ زرد: یعنی عبور از آن گناه صغیره است، که به چند نمونه از آنها اشاره می کنیم.

  1. حسودی کردن به داشته های دیگران.
  2. افشاء راز دیگری که در پیش او به امانت بود.
  3. راه رفتن و سخن گفتن به فخر و تکبر.
  4. خندیدن یا گریه کردن در نماز.
  5. فحش دادن و بد زبانی کردن.
  6. افراط در شوخی و مزاج کردن با دیگران.
  7. تنها نشستن مرد با زن اجنبی بودن زن و مرد نامحرم در خلوت.
  8. جواب سلام و احوال پرسی دیگران را بدون جواب رد کردن.
  9. مسخره نمودن دیگران در حدی که طرف مقابل از رفتار تو ناراحت باشد.
  10. دین و احکام الهی و صاحب شریعت را کوچک شمردن.
  11. سخت گرفتن به افرادی که در تحت تکفل تو هستند که منجر به گینه و خشم او از هم نوع خود باشد.

اسرار نمودن در گناه صغیره و کوچک شمردن آن باعث می شود که انجام دادن گناهان بزرگ برای انسان آسان به حساب آید، کوچک شمردن گناه یعنی جرعت ورود انسان به خطاها و گناهان بیشتر و بزرگتر ، فرار کردن و دور شدن از هدف آفرینش که انسان بودن است، کسی که در انجام دادن گناه پا فشاری می کند و بر علیه احکام و دین خدا عمل می نماید بداند که خودش را از رحمت و معرفت الهی دور کرده و روز به روز در فساد اخلاقی گرفتار می شود.

چراغ سبز: عبور از چراغ سبز برای همه آفرینش آزاد است و تنهاترین راه مستقیم است که به خداوند متعال ختم می شود. و مقصد نهایی آن مدرسه ای است سر سبز به نام ایمان و تقوا !  کلاس های این مدرسه تشکیل یافته اند از مکارم اخلاق و اوصاف پسندیده انسانی که سر جمع آنها در صبر و پرهیزکاری خلاصه  می شود. صبر و پرهیزکاری بزرگترین صلاح برای مبارزه با هوای نفس ، آرزوهای دراز و دست نیافتنی ، فریب دهنده های دنیا ، هوس های باطنی و ظاهری و دوری از گناه است.

ضعف در ایمان موجب به وجود آمدن گناه و دوری از رحمت پروردگار عالمیان است، و اما عمل به احکام و واجبات دین الهی موجب تقویت تقوا و ترس از خدا و ضروری بودن مقررات و قانون خدا در ذهن انسان به وجود می آورد، و باعث شناخت انسان از خوبیها و بدیهای دنیا می شود.

حضرت امام علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید:خدا رحمت کند کسی را که قانون خدا را بشنود و آن را حفظ کند. بطرف حقیقت دعوت شود و بپذیرد، از دین خدا چیزی را یاد بگیرد و نجات یابد، خدا را در کارهای خود حتی در خلوت ناظر خود بداند و از گناه کردن بترسد. و از خدای خود شرم کند که از دستورهای او سرپیچی نماید.

خدا رحمت کند در دنیا و آخرت بر کسانی را که در خلوت یا آشکارا به وسیله بهترین اعمال خود در جستجوی رضایت خداوند متعال هستند. و با خواسته های شیطانی نفس خود به مبارزه می پردازند و بدین وسیله در فراهم نمودن رضایت خدوند متعال تلاش می کنند و در هدف آفرینش که انسان بودن و دوری نمودن از گناه و پرداختن به کارهای خوب و داشتن ایمان راسخ و پرهیزکار بودن است.

  برای آگاهی بیشتر کتاب گناهان کبیره شهید دستغیب را مطالعه نمایید.

  • همچنین بخوانید »

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.