جمشید آذرمی آذر
من اهل ایران آذربایجان شرقی شهرستان بناب روستای چپقلو متولد1352 هستم سواد ابتدائی دارم ! علاقه مند به مطالعه، نوشتن و پژوهش میباشم.

ملا شدن چه آسان،آدم شدن چه مشکل!

ملا شدن چه آسان،آدم شدن چه مشکل! :من بعضی وقتها با خودم فکر می کنم که فرق ملاهای قدیم با ملاهای جدید چیست؟چرا ملاهای قدیم ادعای کمتری داشتند؟و ملاهای امروزی ادعاهای بیشتر از سایر مردم دارند؟ من از پدر و مادران پیر و قدیمی شندیده ام که ملاهای زمان قدیم زمان حکومت پهلوی و قاجار با مردم انس و الفطی بیشتر داشتند.همیشه و در همه حال مردم را از همه لحاظ مراعات می کردند.

چه شده است که امروزه یک طلبهء ساده برای خواندن یک نماز میت یا برای تلقین میت یا برای دو رکعت نماز میت، اول قیمت کار را طی می کنند؟ البته اینها کارهای سطحی و آسان دین است که فرد دیگر هم که کمی سواد خواندن و نوشتن را بلد باشد می تواند انجام دهد.این چنین کارهای اولیه ملا یا غیر ملا نمی خواهد.

اما برای احترام به علما و مقام یک عالم، مردم سعی می کنند حتی این چنین کارهای سطحی را نیز به روحانیون عزیز بسپارند. روحانیون عزیز و بزرگوار نباید از این چنین فرست ها سوء استفاده کرده تا جیب مردم را خالی کنند.فرق یک ملا یا روحانی،با مردم عادی نیز در همین است .روحانی در جمع لغات یعنی انسانی که به عرفان رسیده است، یعنی خدا را بیشتر درک و فهم می کند.

برای اینکه مطلب بیشتر روشن شود مثالی را می زنیم انسانی که به حج می رود، از روز ثبت نام حالات روحی خود را دگر کون می کند سعی می کند مثل انسانهای روحانی یا همان انسان به عرفان رسیده عمل کند حقوق مردم را بیشتر از قبل مراعات نماید در کارهای خیر شرکت نماید. در نظر مردم عوام حاجی کسی است که با پوشیدن لباس احرام نفس خود را قربانی می کند و شیطان را سرمی برد.

از نظر اسلام روحانی یا همان ملا یک حاجی است که با پوشیدن لباس روحانیت نفس خود را سرمی برد چون لباس احرام نشانه یک حاجی است. پس لباس روحانیت نشانه این است که، این آقای روحانی نفس دنیا طلبی خود را از دنیا و آنچه موجب افزونی گناه انسانی می شود را سر بریده است! سخن اینجاست که چرا بعضی از روحانیون نمی توانند لباس خود را از آلودگی ها و منم ها { که شعار یک انسان به عرفان رسیده نمی باشد}حفظ نمایند؟
قدیمی ها وقتی می دیدند که فرزندشان کمی حلال و حرام سرش می شود، عشق و علا قهء بیشتری به اخلاق اسلامی نشان می دهد،آنوقت او را برای تحصیل در حوزه های اسلامی انتخاب می نمودند.به نظر می رسد روحانیون قدیم با تقویت زهد و تقوای الهی به صورت عملی،و با آموختن علم و سواد حوزه وی و دانش اسلامی همیشه هماهنگ، و بادقت بیشتری مسیر علم و دانش را سپری می کردند.
البته قابل ذکر است که همه روحانیون و ملاها در یک را ه و مسیر نمی باشند. هستند خیلی از آنها که همیشه با مردم درحال شازش و مدارا می باشند و با کم و زیاد مردم می سازند،و در مجالس و منبرهای آنها عدل و انصاف بیشتری دارند و برعکس بعضی ها، به جای خرما،خدای خرما را می بینند.خداوند وجود چنین علمای اسلام را زیاد کند که اسلام به برکت این چنین ملاها زنده است و همیشه زنده خواهد ماند.انشاالله.
ملا باید بداند کار کردن در یک صافکاری،پنچرگیری،کارهای خدماتی،کشاورزی و غیر…..هیچ عیبی ندارد، و کار کردن در مکانها، و جاهای عمومی که به صورت شرعی و قانونی می باشد.از ارزش روحانیت ایشان کم نمی کند،حتی آن کاری که توسط یک روحانی انجام می شود به جهت اینکه با معنویت او نیز آغشته شده است،ارزش خدائی نیز پیدا می کند.

ملا یا روحانی باید آگاه باشد

 ملا شدن چه آسان،آدم شدن چه مشکل! : در واقع این یک جمله یا یک حرف خالی از معنا نیست،کسانی که به لباس مقدس روحانیت زینت می یابند باید توجه داشته باشند که این لباس یک لباس عادی نیست! لباس روحانیت یعنی سرشار از علم،تقوا،پرهیزگاری،سخت کردن دنیا و نعمت های آن به خود! خدمت کردن به دیگران ! اینها شعار نیستند اینها استوانه و ستون مکتب اهل بیت علیهم السلام هستند. همانا که اهل بیت همیشه به خودشان سخت می گرفتند، به تن کردن لباس روحانیت ، یعنی یعنی پرهیزگاری .

پرهیزگاری یا تقوا ، به فضیلتی در زندگی مذهبی و معنوی گفته می شود که صاحب آن باید در بر گیرنده حالتهای مانند{ وقف خدا بودن ، خدا ترس بودن ، تواضع داشتن } و بسیاری از خصلت های خوب و مکارم الاخلاق دیگری که شاید در افراد عادی زیاد به چشم نمی خورد.ملبس شدن به لبلس روحانیت یا همان لباس تقوا و پرهیزگاری هم بر حالت درونی و هم بر رفتار ظاهری انسان تأثیر می گذارد، و باید صاحب لباس را دگر گون سازد، و با معنویّات اسلامی و قرآنی هماهنگ سازد.

یک روحانی آگاه و  زیرگ ،خودش جایگاه خود را درمیان مردم می فهمد . و برای به دست آوردن یک جایگاه عالی و در شاَن و مقام یک عالم آل محمد همیشه در تلاش و برای بدست آوردنش با مردم در حال سازش و مدارا می باشند. ملای که عالم به عمل نیک انسانی و تقوای الهی آراسته نباشد، هرچند در مقام علمی به درجه علای برسد که عنوانهای چون علامه ، ایت الله،پرفسور،استاد مشهور باشد،بداند که ارزش او فقط به القابی است که روی کاغذها می نویسند و تا زمانی که آن کاغذ هست.نام او هم هست.
و آن زمان که آن کاغذ به هر دلیلی از بین برود او هم از بین رفته است.روحانیون یا همان ملا ها، باید نردبانی باشند که مردم عادی توسط آنها به خدای متعال نزدیک شوند و به تقوای الهی که همان آدم شدن است برسند و این نمی شود مگر اینکه روحانیون خودشان عالم به فرائض دینی و عمل کنندکان به مکارم الاخلاق  و آداب نیک انسانی باشند.

که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:مثل العالم الّذی یعلّم النّاس الخیر و ینسی نفسه کمثل السّراج یضی ء للنّاس و یحرق نفسه؛:حکایت دانشمندى که مردم را تعلیم دهد و خویشتن را فراموش کند چون چراغ است که مردم را روشن کند و خویش را بسوزاند.{۱} امام علی علیه السلام فرمود:اِعْمَلُوا بِالْعِلْمِ تَسْعَدُوا؛: به علم عمل کنید تا سعادتمند شوید.{۲} ملا یعنی: باسواد، تحصیل کرده، درس خوانده، عالم، فاضل، آخوند، روحانی، شیخ و مکتبدار.{۳}
روحانی یعنی:۱. آنچه مربوط به روح و روان باشد.۲. (صفت نسبی، اسم) دانشمند و پیشوای دینی؛ فقیه.۳. معنوی.۴. دینی؛ مذهبی.۵. دارای پارسایی و صفا.۶. مربوط به عالم ملکوت.{۴}

منابع ومآخذ.

۱-نهج الفصاحه
۲-شرح غررالحکم ج۲ ص ۲۳۹
۳-فرهنگ فارسی معین ، واژ مترادف ومتضاد
۴-فرهنگ فارسی عمید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.